محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

23

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و بدان روزگار اندر چهل زن بارداشتند در مكّه ، و اگر يكى ازيشان بار بنهادى و پسرى آمدى ، نام او محمّد نهادندى و گفتندى كه مگر آن محمّد باشد كه پيغمبر خواهد بود . پس خداى عزّ و جلّ گفت بياريد سورتى همچون « 1 » محمّدى ، از بهر آن كه بسيار كس بودند كه دعوى پيغامبرى همى كردند و چنين گفتند كه ما همى سورتى آريم همچون اين سورتها . و ازيشان مسيلمة الكذّاب بود و اسود الكذّاب بود و طليحة الكذّاب بود و سجاحة التّغلبيّه بود . نه سورة كه ايشان آوردند اين سورة « 2 » را ماننده بود و نه ايشان مانندهء پيغامبر بودند . و همچنين از منافقان و زنديقان بسيار بودند از فصحا و ادبا كه همى گفتند كه چنين قرآن بياوريم و يك سال و دو سال بدان كار اندر بودند و هيچ خلق يك حرف همچون قرآن نتوانست آوردن . پس آن گاه مهدى و هادى بدان روزگار كه بو مسلم ولايت جهان راست كرده بود ، و اولاد عبّاس بن عبد المطّلب را نشانده بود ؛ منافقان و زنديقان بسيار گشته بودند ، و گفتند كه ما اين چنين قرآن بتوانيم آوردن از بر خويش . و ايشان مهتران و فصحاى عرب بودند چون عبد اللَّه بن المقفّع كه كليله و دمنه او نهاده بود ، و ديگران نيز همچون او بودند . و مهدى پنج هزار مرد فرموده بود تا نامهاى ايشان نبشته بودند همه اتّفاق كردند برين عبد اللَّه بن المقفّع و « 3 » بيامد و گفت هر چند كه جهد كردم يك آية برابر اين آية نمىتوانم آوردن كه خداى عزّ و جلّ

--> ( 1 ) بياريد سور از هم چون . ( پا ) - از چون . ( صو ) ( 2 ) سورةها ( پا ) ( 3 ) و دو سال بدان كار اندر بودند . سپس اين عبد اللَّه . . ( پا )