محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

21

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

11 - [ و ] چون گويندشان نه تباهى كنيد اندر زمين ، گويند مائيم ما بسامانان * 12 - بدانكه ايشان ايشان تباه‌كارانند ، و لكن نه دانند * 13 - چون گويندشان بگرويد چنان كه بگرويدند مردمان ، گويند بگرويم چنان كه بگرويدند نادانان ؟ بدان كه ايشانند ايشان نادانان ، و لكن نه دانند * 14 - و چون بينند آن كسها كه بگرويدند گويند بگرويديم ؛ و چون بنهان گردند سوى ديوان ايشان گويند ما با شماايم ، ماييم ما افسوس‌كنان * 15 - خداى افسوس كند بر ايشان ، و بفزايدشان اندر بىراهىشان مىروند * 16 - ايشانند آن كسها كه خريدند بىراهى به راه راست ؛ نه سود كرد بازرگانىشان و نه بودند راه يافتگان * 17 - داستان ايشان چون داستان آن كسى [ است ] كه برافروزد آتش ، چون روشن گشت آنچه گرداگرد آن ، ببرد خداى روشنايى ايشان ، و دست بداردشان اندر تاريكى نه بينند * 18 - كران‌اند ، گنگانند ، كورانند ؛ ايشان نه باز گردند * 19 - يا چون بارانى كه بيايد از آسمان ، اندران باشد تاريكى و رعد و برق ؛ كنند انگشتها ايشان اندر گوشهاشان از صاعقه‌ها بيم مرگ ، [ و ] خداى داناست بر كافران * 20 - خواهد برق كه ربايد بينايى ايشان ، چون روشن گرددشان ، بروند اندر آن ؛ چون تاريك شود بر ايشان ، بيستند ؛ اگر خواهد خداى