محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
14
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
كند و آن هم جفت آفريد . و زمين را فراخ بگسترد چنان كه گفت : أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها « 1 » ؟ گفت كه نه زمين را فراخ كرديم تا هر كجا خواهيد بيائيد و برويد ؟ پس اين اندامها كه ياد كرديم بدين گونه بيافريد ، و آن گه بتن تو اندر يكى پادشاه آفريد نهانى ، و اين اندامها همه بفرمان و فرمانبردار او كرد تا اين اندامها هيچ كار نتوانند كرد بىفرمان او . و آن پادشاه دل تو است كه دل تو يكى است و با او هيچ انباز نيست و هيچ همتا نيست . و اين بر مثال دانستن خداوند عزّ و جلّ است . و آن گه مر آن دل تو را دو گوش آفريد يكى از سوى راست و يكى از سوى چپ . و بدين گوش راست دل يكى فريشته است ، نام او و لهان . و اين و لهان مر دل تو را بعث كند بطاعت خداى تعالى ، و نيكى كردن فرمايد تا خداى تعالى از تو خشنود باشد و ترا ببهشت باقى برساند . و اين كه بر گوش چپ دل است ديوى است نام او وسواس از ياران ابليس . آنكه خداى عزّ و جلّ گفت كه : مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ « 2 » . و اين ولهان با اين وسواس هميشه بغضبيت است « 3 » . و هر آن هنگام كه اين فرزندان آدم بطاعت و عبادت خداى عزّ و جلّ مشغول باشند اين وسواس ضعيف شود و مقهور گردد و طاعت خداوند عزّ و جلّ در دل بنده شيرين شود . و چون فرزند آدم فرمان وسواس كند و بشرّ و فساد و بدى مشغول باشد اين و لهان ضعيف گردد ، و وسواس چيره شود ، و بنده بر معصيت حريص گردد ، و بفرمان ديو كار كند تا او را بدوزخ رساند .
--> ( 1 ) النساء ، 96 ( 2 ) الناس ، 5 ( 3 ) بغضب باشد ( پا )