سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

85

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

نوشته‌اند به اين مطلب اشاره شده از جهت اينكه قرائت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - ، و قرائت على - عليه السّلام - و قرائت اهل بيت - عليهم السّلام - را در برابر قرائت آنان به حساب آورده‌اند . بدين سبب آنان را اشخاصى دانسته‌اند كه در علم قرائت اطّلاعات فراوان دارند ، و اين نبوده است مگر براى اينكه وقتى يكى از آنان استاد و كاردان مىشد براى مردم طريقه و راهى را تأسيس مىكرد كه جز از طرف او شناخته نمىشد ، و بر طريقه‌اى كه ديگران رفته بودند گام نمىنهاد و عقيده متواتر محدود را نمىپذيرفتند و گرنه آن قرائت مختص به او نمىشد بلكه به مقتضاى عادت لازم بود كسى كه در دوران او زندگى مىكند به آنچه را به تواتر به او رسيده بداند ، چون فنّ آنها يكى بود ، و از سرچشمه اصلى آن خيلى دور نبود ، و از چيزهائى كه جدّا خيلى بعيد به نظر مىآيد اين است كه ما كه در چندين قرن بعد از آنها زندگى مىنمائيم بر تواتر آگاهى يافته باشيم ولى بعض آن قرّاء بر قرائتى كه نزد ديگرى متواتر بوده اطلاع نيافته باشد . همچنان‌كه حركتها و ساكن‌هائى نيز كه از باب مثل در سوره حمد و غير آن از سوره‌هاى ديگر قرآن هست تواترشان به نظر خيلى بعيد مىآيد » . « 1 » مىگويم : ما روشن ساختيم كه قرائتهاى هفت‌گانه از عصر ائمّه - عليهم السّلام - تاكنون متواتر بوده ، بلكه پيغمبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نيز اختلاف قرائت را نيز جايز دانسته جز اينكه آن قرائتى كه با هفت

--> ( 1 ) جواهر الكلام 9 : 296