سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

30

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

مقصودشان اين است كه آيات قرآن از حيث مفهوم بعضى به بعض ديگر پيوسته‌اند ، و آن بخاطر آن است كه بعضى آيات قرآن روشنگر مراد بعضى آيات ديگر است مانند « مبيّن » براى « مجمل » « 1 » و مانند « مقيّد » براى « مطلق » « 2 » .

--> ( 1 ) « مبيّن » به معنى آشكار كرده‌شده لفظى است كه دلالتش بر مراد آشكار باشد و « مجمل » آن است كه مراد متكلم روشن نباشد و معنى آن محتاج به تفصيل باشد ، آن ( 9 ) نه سبب دارد از قبيل اشتراك لفظى يا معنوى ، اوّلى مانند آنكه خداوند فرموده : « ثلاثة قروء » بقره : 228 ، كه « قرء » هم براى حيض وضع شده و هم براى پاك شدن از آن ، و يا « مختار » كه اشتراك دارد و شامل فاعل و مفعول هر دو مىشود . و اشتراك معنوى در صورتى كه گوينده فرد معينى را اراده كرده باشد و حال آنكه نزد مخاطب مجهول باشد مانند : « جاء رجل من اقصى المدينه » . ( يس 36 : 20 ) . و مانند « ان اللّه يأمر ان تذبحوا بقره » كه مبيّن آن « صفراء فاقع لونه » ( بقره 2 : 69 ) مىباشد كه بيان حالت بقره را مىكند . و مجمل در مركّب ؛ يا اجمال در تمام آن مىباشد مانند : « او يعفو الذى بيده عقدة النكاح » ( بقره 2 : 237 ) كه متردّد بين همسر و ولىّ زن مىباشد ، يا به اعتبار تخصيص آن است به مخصص مجهول مثل اينكه گفته شود : « اقتلوا المشركين الا بعضهم » . ( 2 ) « مقيّد » : در قيد و بند شده و « مطلق » آزاد و رها ، لفظى است كه دلالت كند بر ذات و حقيقت نه فرد يا به قول اصوليان مطلق لفظى است كه دلالت كند بر شايع در جنس خود ، يعنى حصّه‌اى كه احتمال حصص بسيار در آن مىرود مانند « رقبه » كه بعد مقيّد شده به « مؤمنه » و هرگاه دليلى بر تقييد مطلق يافت شد به آن توجه مىشود و الّا نه بلكه مطلق بر همان اطلاق خودش و مقيّد بر تقييد خودش باقى مىمانند : « و اشهدوا ذوى عدل منكم » ( طلاق : 9 ) . و آيه « شهادة بينكم اذا حضرا احدكم الموت حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم » ( مائده 5 : 106 ) در حالى كه گواه بر فروشها و غير آنها را مطلق آورده : « و اشهدوا اذا تبايعتم »