سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
130
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
حاشيه : بنام خداوند رحمن رحيم ، نزد ما حق اين است كه قرآن بر حرف واحدى - مقصودم يك قرائت است - نازل گرديده لكن پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - قرائتهاى گوناگون را اجازه داد چون مردم به سختى مىافتادند ، يا اينكه عادتا حفظ همه كيفيّتها ممكن نبود جز براى معصوم و آن اميرالمؤمنين و امامان از تبار او - عليهم السّلام - بودند . 2 - در صفحه 4 ( سطر 4 ) گويد : طبرسى در كتاب احتجاج از اسحاق بن جعفر از پدرش از نيايش - عليهم السّلام - روايت نموده : كه اميرالمؤمنين - عليه السّلام - در شهر كوفه خطبهاى خواند و در پايان سخنش فرمود . . . تا آخر . . . حاشيه : از چند حديثى كه جلوتر از حديث چهاردهم است چيزى دلالت بر مقصودش ندارد . 3 - صفحه 4 ( حديث 14 ) بعد از خبر فوق نوشته : ( . . . و در كتاب « توحيد صدوق » در خبرى طولانى كه مطالبى را به زنديقى فرمود : بعد از يادآورى آن حضرت از آنكه قرآنى را كه جمعآورى نموده بود ، در اختيارشان نهاد . . . تا آخر » . حاشيه : حديث بدون سند و ضعيف است و احتمال توهّم راوى در آن مىرود و ممكن است كه در آن تصرف كرده باشد و به تعبيرى نقل كرده است كه با آن از مقصود خارج شده باشد . 4 - و در صفحه 4 ( حديث 18 ) نوشته است : « خرائج « 1 » - سليم بن قيس هلالى در كتابش در حديث طولانى . . . » .
--> ( 1 ) خرائج : راوندى .