سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

124

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

تن بخفته نور جان در آسمان * بهر پيكار تو زه كرده كمان فلسفى و آنچه پوزش مىكند * قوس نورت تيردوزش مىكند چونكه چوپان خفت گرگ ايمن شود * چونكه خفت آن جهد او ساكن شود « 1 » ليك حيوانى كه چوپانش خدا است * گرگ را آنجا اميد و ره كجاست و هدف از نگارش اين رساله اين بود كه ديدم در موضوع آن ( تحريف قرآن ) دقت بيشترى لازم است تا حقيقت آشكار گردد و به بيان دلائلى قاطع كه بدگمانى و ترديد را درهم شكسته و قطع و زائل سازد نياز فراوانى احساس مىشود . شايد براى كسى كه بخواهد متذكر شود و در راه هدايت گام نهد سودمند باشد . و با همه اينها اگر ترس بدرازا كشيده شدن مطلب نبود دوست داشتم همه اقوال يا اخبار وارده‌اى را كه بر تحريف قرآن به آنها تمسّك نموده‌اند در اين رساله بياورم و بعد روشن سازم كه بعض آنها از اصل ساختگى است و بعضى از آنها در صدد بيان معانى غير ظاهرى آيات است اگر چه آنچه را در اين رساله مورد بحث قرار داديم و به آن اشاره نموديم براى آدم‌هاى زيرك بس است و خداوند عهده‌دار

--> ( 1 ) اين دو شعر در مثنوى جلوتر از اين اشعار صفحه 231 سطر 20 آورده شده . ( مترجم )