سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
113
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
با اينكه مراد از ذكر جز قرآن چيز ديگرى نمىباشد پس چگونه قرآن را از تحريف و كم و كاستى نگه نمىدارد . و باز فرموده است : « انّ الّذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم و انّه لكتاب عزيز ، لا يتيه الباطل من بين يديه و من خلفه تنزيل من حكيم حميد » . « 1 » همچنين فرموده است : « يريدون ليطفئوا نور اللّه بافواههم و يأبى اللّه الّا ان يتم نوره » « 2 » « و لو كره الكافرون » « 3 » مراد از نور قرآن كريم است چنان كه فرموده است : « يا ايّها النّاس قد جاءكم برهان من ربّكم و انزلنا اليكم نورا مبينا » . « 4 » و باز فرموده : « فالّذين آمنوا به و عزّروه و نصروه و اتّبعوا النّور الّذى انزل معه
--> آن را محقّقا ( از آسيب ديدن نگه خواهيم داشت . ( الحجر 14 : 6 تا 9 ) ( 1 ) آنان كه به اين قرآن كافر شدند در صورتى كه اين كتاب به حقيقت همان صاحب عزّت است و هرگز از پيش و پس اين كتاب حقّ باطلى در آن راه نيابد زيرا فرستاده خداوند مقتدر حكيم ستوده صفات است . ( فصّلت : 41 : 40 ) ( 2 ) مىخواهند نور خدا را به گفتار باطل با دهنهايشان خاموش كنند ، و البته خدا تمامكنندهء نور خويش است هر چند كافران ميل ندارند . ( صف 61 : 7 ) ( 3 ) كافران مىخواهند نور خدا را به گفتار نابخردانهاى كه از دهنهايشان بيرون مىآيد خاموش سازند ، و خدا نگذارد تا آنكه نور خود را به سر حدّ كمال برساند هر چند كافران دوست نداشته باشند . ( توبه 8 : 32 ) ( 4 ) اى مردم دليل روشنى براى شما از جانب پروردگارتان آمد و نورى تابان بسوى شما فروفرستاديم . ( نساء 4 : 175 )