سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)
111
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)
اعتراف كرد بعد از او خواستند توبه كند و به خط خود اين توبهنامه را نوشت محمّد بن ايّوب گويد : من حرفى را مخالف عثمان كه همگى آن را پذيرفتهاند و اصحاب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بر قرائتش اتّفاق داشتهاند خواندهام بعد بر من آشكار شد كه اشتباه بوده و من از آن كار توبه مىكنم و خود را از آنها دور مىسازم و به درگاه خداوند جلّ اسمه خود را از زير بار آن بيرون آوردم زيرا مصحف عثمان حق است و مخالفت با آن روا نمىباشد ، و جز آن خوانده نمىشود . خدا نگهدار كتاب خويش است و فروغ جاودانهاش را بكمال خواهد رساند در مورد عدم تحريف قرآن : از دلائل محكمى كه دلها به آن آرامش مىيابد ، و بر يقينش مىافزايد اين است كه خداى تعالى نگهدارى كتاب خودش را ضمانت كرده و برترى و اعتلاء آن را بر فراز اعصار خود عهدهدار شده ، و اتمام نورش را نويد داده و چه كسى از خدا راستگوتر است ، اكنون
--> دعاؤكم فقد كذّبتم فسوف يكون لزاما » خوانده لو لا دعاؤكم فقد كذب الكافرون فسوف يكون لزاما . ابو بكر بن مجاهد و قضات با او در افتادند و شكايت او را به ابن مقله نمودند وى به او گفت توبه كند ، نپذيرفت وزير دستور داد او را لخت كنند و تازيانه بر او بزنند او از تاب رفت و توبه كردن را پذيرفت و در همان حال بر ابن مقله نفرين كرد كه خدا دستت را ببرد و پس از چندى در نيمه شوال سال 326 ه دست راست و زبان ابن مقله را بريدند ، و ابن شبنوذ هم در روز دوشنبه ماه صفر سال 328 در خانه خود از دنيا رفت ( نامه دانشوران 2 : 343 و چند كتاب ديگر ) . ( مترجم )