سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب (مترجم: حسن حسن زاده آملى)

104

فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى)

زمزمهء كاهنان و أوراد آنان همانندى ندارد ! . پس مىگوئيم : ديوانه است ! . نه ديوانه هم نيست ، چون ما ديوانگان را ديده‌ايم از محمّد حركات و رفتار ديوانگان تاكنون سر نزده . مىگوئيم شاعر است . شاعر هم نيست به علّت اينكه همه انواع شعر را از اشعار حماسه‌اى و هزج و قريض و مقبوض و مبسوطش را ديده و شنيده‌ايم ولى سخنان او به شعر نمىماند . پس مىگوئيم : ساحر است ! ! . ساحران و جادوى آنها را نيز ما ديده‌ايم و محمّد ساحر نيست زيرا سخنان او به كار ساحران كه نخى را گره مىزنند و سپس در آن مىدمند شباهت ندارد ! . اى ابا عبد شمس پس چه بگوئيم ؟ . وليد گفت : به خدا قسم گفتارش شيرين است ، و سخن او همانند درختى است كه از درون طبيعت سر برآورده ، و به اطراف و اعماق ريشه دوانيده و ريشه آن محكم و استوار ، و شاخه‌اش پر از ميوه رسيده و لذيذ است ، هر چه بگوئيد مردم مىدانند كه سخن شما بيهوده است . ولى بازهم از همه بهتر آن است كه بگوئيد : سحر بيان دارد و با اين سخنان جذّاب و جادوئى است كه ميان پدر و پسر و دو برادر ، و زن و شوهر ، و فاميل و عشيره جدائى مىاندازد . « 1 »

--> ( 1 ) چون هر تازه‌مسلمان با پذيرش اسلام در مسير ديگرى غير از مسير آنها