جمعى از نويسندگان
509
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
سلسله از دانشمندان دينى و از بزرگان قضاوت و سياست بوده و همواره مسئوليت رسيدگى به مشكلات مردم را به عهده داشتهاند . * * * سراجالدين امير عبدالوهاب طباطبائى ، فرزند امير عبدالغفار ، در سمرقند متولد شد و در آن ديار كسب علوم نمود و از محضر خواجه عبيدالله احرار ، عرفان آموخت . پس از تفويض شيخالاسلامى آذربايجان به پدرش ، به دعوت وى راهى آذربايجان گرديد ، ولى قبل از رسيدن به آن سامان ، پدرش به ديار باقى شتافت و از طرف سلطان ، منصب شيخالاسلامى به وى تفويض گرديد و امير اوزونحسن ، دختر خود را به همسرى وى درآورد . پس از انقراض دولت آققويونلو ، امير عبدالوهاب دوباره به خراسان مراجعت نمود و مورد استقبال و حمايت سلطان حسين بايقرا قرار گرفت . پس از استقرار صفويه به دعوت شاهاسماعيل صفوى دوباره در تبريز ساكن و سمت شيخالاسلامى و همچنين توليت مدرسه نصريه « 1 » اوزونحسن به او تفويض گرديد . بعد از جنگ چالدران ( در سال 920 ق ) كه منجر به سقوط چند روزهى تبريز گرديد ، شاه اسماعيل ، امير عبدالوهاب را همراه چند تن از بزرگان براى ميانجىگرى ، نزد سلطان سليم عثمانى فرستاد ، ولى سلطان سليم دستور بازداشت آنان را صادر كرد و در « حصن ديموته » زندانى نمود . امير عبدالوهاب پس از آن به مدت هف سال در زندان عثمانىها بود . « 2 » خواجه غياثالدين خواندمير ، از مورخان نامدار قرن دهم در تاريخ حبيبالسير مىنويسد : « امير عبدالوهاب در سلك ، اجله سادات صاحب سعادات آذربايجان منتظم بود و در زمان سلطان يعقوب به منصب شيخالاسلامى قيام نمود و از علم ، فضائل و كمالات بهره وافر داشت و اهل تقوا و ديانت و متطب در اجراى احكام شريعت بود . در دوران حكومت شاه اسماعيل از او ترسى بر دل افتاد و به هرات هجرت نمود . پادشاه هرات سلطان حسين ، مقدم او را گرامى داشت و انعام و عطاياى زياد و شايستهاى به او بخشيد . بعد از فوت سلطان حسين ، دوباره به آذربايجان برگشت و شاه اسماعيل براى رساندن پيامى ، او را نزد سلطان سليم پادشاه روم اعزام نمود . » « 3 » صاحب رياضالعلماء در اين مورد آورده است : « نخست پادشاه روم مقدم او را گرامى داشت ، ولى از مراجعت او به تبريز ممانعت نمود و وى را نزد خود نگه داشت و بعد او را در قعر يك چاه تاريك يعنى در سياهچالى زندانى نمود و درهمان جا به شهادت رسيد . » « 4 »
--> ( 1 ) - اين مدرسه يكى از متفرعات عمارت نصريه بود كه بنابه وصيت ابوالنصرحسن بايندرى فرمانرواى آققويونلو ، پس از درگذشت وى ساخته شده است . اين مدرسه مانند ساير قسمتهاى عمارت نصريه در نتيجه زلزله و حوادث مختلف ويران شده و در زمان نايبالسلطنه عباسميرزا ، مرحوم حاجميرزامهدى قاضى از درآمد . موقوفات عمارت نصريه در محل آن ، مدرسه جديدى ساخت كه اكنون به مدرسه حسن پادشاه معروف است . توليت موقوفات اوزونحسن آققويونلو به اولاد دخترى وى يعنى اولاد ذكور شيخالاسلام امير عبدالوهاب طباطبائى جدسادات عبدالوهابيه واگذار شده و حقالتوليهاى نيز جهت امرار معاش آنها معين و مقرر گرديده بود . نادرشاه قسمتى از موقوفات نصريه را ضبط كرد . آثار باستانى آذربايجان - آثار و ابنيه تاريخى شهرستان تبريز ، عبدالعلى كارنگ ، ص 229 . ( 2 ) - هديه لال عبا فى نسب آل طباطبا ، ص ( 3 ) - تاريخ حبيبالسير ، ج 7 ، ص 608 . ( 4 ) - رياضالعلماء ، ج 3 ، ص 289 .