جمعى از نويسندگان
503
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
حسن مثنى در سال 97 هجرى بر اثر زهرى مهلك كه سليمان بن عبدالملك مروان ، از خلفاى اموى ، به او خورانيد ، در 53 سالگى در مدينه منوره به شهادت رسيد . وى را در قبرستان بقيع در جوار پدر بزرگوارش امام حسن مجتبى ( ع ) و جده مادرهاش فاطمه بنت اسد مدفون نمودند . حسن مثنى از فاطمه بنت سيدالشهداء ( ع ) سه اولاد ذكور به نامهاى عبدالله محض ، حسن مثلث و ابراهيم غمر « 1 » و دو فرزند اناث به نامهاى زينب و امكلثوم داشته است . ابواسماعيل ابراهيم غمر : ابراهيم مكنى به ابواسمعيل در سال هفتاد و چهارم هجرى به دنيا آمده است . ابراهيم غمر و دو برادرش عبدالله محض و حسن مثلث به همراه فرزندش اسماعيل ديباج و گروهى ديگر از سادات حسنى كه جمعاً بيست تن بودند ، در جريان قيام محمد نفس زكيه و ابراهيم ، پسران عبدالله محض در مقابل بنىعباس سه سال در مدينه و دو سال در « هاشميه » پايتخت بنىعباس در نزديكى كوفه به فرمان منصور دومين خليفه عباسى كه پسر عموى آنها به شمار مىرفت ، زندانى شدند . جمعى در آن زندان به سبب شكنجههاى طاقتسوز و بقيه نيز با خراب كردن سقف زندان بر سرشان به شهادت رسيدند . ابراهيم غمر در بين اين افراد نخستين شهيدى بود كه در سال 145 هجرى در سن 69 سالگى در اين حادثه زنده در زير آوار مدفون شد . اسماعيل ديباج : اسماعيل مكنى به ابو ابراهيم و ملقب به ديباج اكبر است . از آن جهت او را ديباج مىگفتند كه صورت او در زيبايى بىمانند بود و چون برادرش محمد نيز همين صفت را داشت ، او را ديباج اصغر « 2 » و اسماعيل را ديباج اكبر ناميدهاند . اسماعيل ديباج به همراه پدر و عموهايش در زندان هاشميه مدتها محبوس بود . مورخين از شكيبايى و استقامت وى زير شكنجههاى مأموران حكومتى سخنها گفتهاند و نوشتهاند : « اسماعيل چون طلائى گداخته بود كه هر چه حرارت و آتش افزون مىگشت خلوص وى نمايانتر مىگرديد . » « 3 » اسماعيل ديباج بعد از آزادى از زندان هاشميه به سال 169 هجرى در قيام حسين بن على بن مثلث كه گروهى از سادات و علويان ترتيب داده بودند و در حجاز صورت گرفت ،
--> ( 1 ) - عبدالله را به دليل اينكه شبيه پيامبر ( ص ) ، زيبا ، كريم ، سخى و قوىدل بود ، « عبدالله محض » ؛ حسن برادر او نيز چون سومين حسن از دودمان خود بود به « حسن مثلث » ؛ و ابراهيم را نيز چون با سخاوت و مناعتطبع و شرافتنسب بود ، « ابراهيم غمر » خواندند . سرّالسلة العلويه ، ابونصر بخارى ، ص 114 . ( 2 ) - منصور عباسى او را دستگير و فرمان داد تا او را زنده در ميان استوانهاى نهادند و آن استوانه را بر روى او بنا كردند و محمد اصغر به اين صورت با مرگ تدريجى به شهادت رسيد . ( 3 ) - مقاتلالطالبين ، ابوالفرج اصفهانى ، ص 29 .