جمعى از نويسندگان

43

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

است ؛ كثرت گناهان و غفلت هاست كه در ما انباشته مىشود كه خداوند مى فرمايد : « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ » « 1 » اين عبارت استاد علاوه بر آنكه موجب مىشود انسان حتّى از بسته بودن درهاى آسمان‌ها نيز رضايت داشته باشد ؛ بلكه ايجاد انگيزه مىكند كه براى اصلاح نفس خود و پرهيز از گناه و غفلت به جهاد مقدسى روى آورد تا بتواند درهاى بسته را به روى خود بگشايد . استاد در ادامه مى فرمايد : و اما گشاينده اين درها ، خاتم پيامبران ( ص ) است كه به اذن پروردگار عالميان آن را انجام مىدهد . پس فاتح اصلى خداست كه به واسطه پيامبرش ابواب خيرات از قبيل افاضه اصل وجود و آنچه كه به تبع وجود مباركش افاضه مىشود را مى گشايد . پس پيامبر ( ص ) گشاينده درهاى بسته و سبقت گيرنده بر هر سابقى است كه خود در خطاب به جابر بن عبدالله مى فرمايد : « اول ما خلق الله نور نبيك يا جابر » « 2 » « نحن الاولون السابقون » « 3 » و اما كليدها كه عبارتند از هر چيزى كه براى گشودن درها بدان توسل مىشود كه عظيم ترين آنها ائمه اطهار از اهل بيت پيامبرند و سپس پيامبران اولوالعزم و سپس كتب آسمانى و اسماء و صفات الهى و نظاير آنها كه انسان بايد با آنها آشنا شده و بدانها پناه ببرد . ايشان سپس به علت تعبير به « فتح » در ابواب آسمان و « فَرَج » در ابواب زمين اشاره مىكند و مى فرمايد : ابواب آسمان به خاطر غلبة رحمت در امور علوى به باز شدن نزديك تر است بر خلاف درهاى زمينى كه به خاطر غوطه ور شدن در تزاحم ماده و ماديات ، شديداً در مضيقه و تنگى هستند و فتح ، براى غير حال شدت و فرج ، براى حال شدت ، مناسبتر است . به هر حال ، پروردگارا ! هر گاه تو را با اين اسم اعظم بر هر كار دشوار بخوانند ، سهل و آسان شود و اگر براى زنده شدن مردگان خوانده شوى ، همه زنده شوند و اگر براى رفع و دفع غم و مصيبت خوانده شوى ، همه بر طرف مى گردد . وبجلال وجهك الكريم اكرم الوجوه و اعزّ الوجوه . . . عبارت « الوجه الكريم » در كتاب با عظمت قرآن و در ادعيه شريفه مكرراً آمده است . ( البته كلمه « وجه » و « اكرام » در قرآن در يك آيه آمده است ؛ اما آلوجه الكريم در قرآنن يافت نشد . ) و لذا بايد به برخى از معانى آن اشاره كرد . پس بدان كه « وجه » در لغت عربى چيزى است كه با آن روبرو مى شوند و گاهى نيز يك شىء به خاطر تسويه و برابر سازى تامّى كه

--> ( 1 ) - اعراف ، 96 . ( 2 ) - بحر المعارف ، 2 / 643 . ( 3 ) - همان ، 645 / بحار الانوار ، ج 15 ، ص 15 .