جمعى از نويسندگان

381

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

استادى را براى شما مقرر كند و توفيق درك حضور بدهد . خود ايشان نيز اگر مستعد و مشتاق واقعى مى يافتند دستوارالعمل اخلاقى مى دانند و تعليم مى فرمودند . زبان فارسى و اساطين عرفان و ادب آن ، سعدى و حافظ و مولوى را تكريم مى نمود با آثار و افكار انديشمندان و فلاسفه غرب و عرب آشنايى كامل داشت . مثلا در مورد شكسپير مى فرمودكه مطالبش خيلى عالى است . . مولانا جلال الدين مولوى را اعجوبه بشرى مى دانست و تعبير به خاتم عرفان و سلوك مى فرمود . روزى فرمود : « هيچ وقت روى ميز من از ديوان حافظ و فتوحات ابى عربى خالى نيست . » در متنى كه به مناسبتى در ظهركتاب شريف مثنوى مولانا مرقوم داشته اند فكر و ذهن و روح بلند مولانا و درياى مثنوى او را مشحون از حقايق و لطايف علمى و قرآنى معرفى و بطور شگفت انگيز از ايشان تجليل مى نمايند . استاد قاضى در جواب از سوالى در مورد نظر مرحوم پدرشان نسبت به مولانا ، مى فرمود : « مرحوم قاضى كبير بارها براى زيارت قبر مولانا به كشور تركيه و شهر قونيه سفر كرده بود و تركى استانبولى را خوب صحبت مى كرد و گاهى كه جسارتا به ايشان عرض مى شده كه اهالى آنجا و يا مولانا مذهب شان چه و چگونه هست ايشان درپاسخ مى فرمود : من با همين مثنوى آنها را شيعه مىكنم » . نگارنده گوى : مرحوم استاد قاضى درصفحه 223 جلد اول متن اصلى و عربى كتاب ( صفحات من تاريخ الاعلام فى النجف الاشرف ) به استناد نامه مرحوم پدرشان به يكى از شاگردانش نسبت به مثنوى نقل مىكند كه : « ( مثنوى ) جواهر مكلل بيواقيت كتاب اعظم ( قرآن ) است . » روزى به تناسبى به نگارنده فرمود : « انسان يك عمر مثنوى را بخواند و مطالعه كند هيچ گاه احساس نمى كند كه تكرارى است هر بار مىتواند نكات جديد و تازه بفهمد و استنباط نمايد . » اين بخش را به تناسب مقام كه سخن از سلوك و عرفان و تصوف شد به مطالبى ارزنده از مرحوم قاضى كبير مزين كنيم و توفيق دقت را از باطن خود او بخواهيم . اين متن به نظر بنده در تبيين برخى نكته نظرات كه هر از گاهى بدون دقت و يا بدون سند از مرحوم قاضى نقل مىشود و بازار آشفته سلوك و جستجوى حقيقت را پريشان تر مىكند ، بسيار رهگشا خواهد بود و حيرت و درماندگى برخى خصوصا جوانان جوياى حقيقت را