جمعى از نويسندگان

364

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

32 . تأثيرات اخلاقى عرفانى استاد علامه قاضى در تأ ليف تفسير الميزان آن زمان كه حرف از اخلاق و عرفان زده مىشود بهتر است تعريفى دقيق يا حداقل تعريف مقبولى از آن ارائه گردد . چرا كه امروزه با توجه به مباحث هرمنوتيكى الفاظ موجبات انحراف و برداشت هاى نادرست و سوء استفاده ها را در كنار معانى صحيح واژه ها شاهد هستيم ، حال آنكه واژگان مورد نظر ما اخلاق و عرفان باشد اهميت آن دو چندان مىشود . زيرا افرادى كج فهم و كوچك مغز وجود دارند كه در ژرفاى معانى بلند و مفاهيم عميق برخى از مطالب مى مانند و به ناچار تفسيرى را مثل تفسير الميزان متهم به خرافه پردازى و خيال بافى مى كنند . ( ر . ك : نجارزادگان ، 1384 ، ص 67 ) علامه طباطبايى ( قدس سره ) اين گونه اخلاق را تعريف مىكند : « علم الأخلاق و هو الفن الباحث عن الملكات الإنسانية المتعلقة بقواه النباتية و الحيوانية و الإنسانية ، و تميز الفضائل منها من الرذائل ليستكمل الإنسان التحلى و الاتصاف بها سعادته العلمية ، فيصدر عنه من الأفعال ما يجلب الحمد العام و الثناء الجميل من المجتمع الإنسانى » ( طباطبايى ، جلد 1 ، ص 370 و 371 ) . يعنى ؛ « علم اخلاق عبارت است از فنى كه پيرامون ملكات انسانى بحث مىكند ، ملكاتى كه مربوط به قواى نباتى و حيوانى و انسانى اوست ، به اين غرض بحث مىكند كه فضائل آنها را از رذائلش جدا سازد و معلوم كند كدام يك از ملكات نفسانى انسان خوب و فضيلت و مايه كمال اوست ، و كداميك بد و رذيله و مايه نقص اوست ، تا آدمى بعد از شناسايى آنها خود را با فضائل بيارايد ، و از رذائل دور كند و در نتيجه اعمال نيكى كه مقتضاى فضائل درونى است ، انجام دهد تا در اجتماع انسانى ستايش عموم و ثناى جميل جامعه را به خود جلب نموده ، سعادت علمى و عملى خود را به كمال برساند . » ( البته ايشان به مناسباتى در تفسير الميزان در جاهاى ديگر به تعاريفى ديگر از اخلاق و خُلق دست زده اند ولى هيچ منافاتى با تعريف اختيار شده ندارد بلكه هماهنگ با آن نيز مى باشند . مثلًا در ذيل آيه چهارم ، از سوره مباركه " القلم " علامه خلق را اين گونه تعريف مىكند : « الخلق هو الملكة النفسانية التى تصدر عنها الأفعال بسهولة و ينقسم إلى الفضيلة و هى الممدوحة كالعفة و الشجاعة ، و الرذيلة و هى المذمومة كالشره و الجبن لكنه إذا أطلق فهم منه الخلق الحسن . » ( طباطبايى ، ج 19 ، ص 369 ) يعنى ؛ « خلق به معناى ملكه نفسانى است ، كه افعال بدنى مطابق اقتضاى آن ملكه به آسانى از آدمى سر مىزند ، حال چه اينكه آن ملكه از فضائل باشد ، مانند عفت و شجاعت و امثال آن ، و چه از رذائل مانند حرص و جبن و امثال آن ، ولى اگر مطلق ذكر شود ، فضيلت و خلق نيكو از آن فهميده مىشود . »