جمعى از نويسندگان

31

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

نتيجه گيرى : در نتيجه‌گيرى سخن يگانه دوران بر نور چشم خود را مى آوريم كه ما حصل مقاله ما نيز هست . حضرت امام ( ره ) اين عارف بزرگ كه اصلاح اجتماع را با عرفان در آميخت و انديشه عرفانى ناب را به جامعه عرضه داشت ، خطاب به فرزندش سيد احمد آقا مى فرمايد : پسرم ! نه گوشه گيرى صوفيانه دليل پيوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت ، شاهد گسستن از حق ، ميزان در اعمال ، انگيزه هاى آن هاست . . . پسرم ! از زير بار مسئوليت انسانى كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است ، شانه خالى مكن كه تاخت و تاز شيطان در اين ميدان ، كمتر از ميدان تاخت و تاز در بين مسئولين و دست اندركاران نيست و دست و پا براى به دست آوردن مقام هر چه باشد ، چه مقام معنوى و چه مادى مزن . . . يكتا موعظه ى خدا را با دل و جان بشنو ، با تمام توان بپذير و در آن خط سير نما : قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى . ( سبأ ، 46 ) ميزان در اول سير قيام لله است ؛ هم در كارهاى شخصى و هم در فعاليت هاى اجتماعى . ( نقطه عطف ، ص 15 - 17 ) شهيد مرتضى مطهرى در مورد قابل دفاع بودن هر دو رويكرد مى فرمايد : معنى ممدوح عزلت اين است كه آدمى مىخواهد كار عملى و فكرى مهم و شاهكارى به وجود بياورد ، ناچار است كه از معاشرتهاى زايد و رفت و آمد با بطّالين و هرهر خنده و شكم چرانى و پريدن به سر و كول يكديگر و انجام مراسم تشريفاتى صرف نظر كند . اين كارها با عقل و خرد جور در نمىآيد ، زيرا عمر را بيهوده صرف مىكند و هدر مىدهد و در اصطلاح قرآن « لغو » ناميده مىشود . پس نوعى از عزلت است كه احتراز از لغو است . شايد اگر جامعه‌اى برپايه درست قرار بگيرد و كارها بر مدار خود بچرخد و اشخاص طفيلى و قفيلى از بين بروند ، احتياجى به اين نوع عزلت هم نباشد . ولى در جامعه‌هايى كه كار لغو و آدم بيكاره و لغوگو و لغوكن زياد است چاره‌اى از اعتزال و انعزال نيست . پس اينكه ديده مىشود احياناً اشخاص حكيمى عزلت را مدح كرده‌اند و خودشان عزلت اختيار كرده‌اند مربوط به وضع خاص جامعه‌شان بوده است ، گذشته از اينكه - همان طورى كه گفته شد - مردمان لايق كه مىتوانند اثرى به وجود بياورند ناچارند كه فقط به خودشان و كارشان بپردازند و از غير آنها احتراز جويند . ( يادداشت ها ، ج 6 ، ص 307 )