جمعى از نويسندگان

277

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى ( صاحب عروة الوثقى ) ، شهيد آيت اللّه سيد حسن مدرس ، استاد سيد محمد محيط طباطبايى و . . . احمد بن محمد بن رستم مطيار قرشى معروف به ابوعلى رستمى از معاصرين ابوالحسن شاعر است كه در نيمه دوم قرن سوم ونيمه اول قرن چهارم هجرى مىزيسته است . وى مدتى حكمرانى اصفهان ونواحى مجاور را عهده‌دار بوده و در مناطق گوناگون تحت قلمرو خويش ، املاك زراعى وباغات فراوانى داشته است . ابوعلى رستمى به رغم اقتدار سياسى اجتماعى و ثروت فراوان ، از فرزند محروم بود و از اين جهت نذر مىنمايد كه اگر خداوند متعال به وى فرزندى عطا كند ، با قرينه خويش از سادات طباطبا كه در اصفهان نقابت داشته‌اند تزويج نمايد . نذر او به اجابت مىرسد و صاحب دخترى به نام فاطمه مىشود كه به عقد ازدواج على ملقب به شهاب‌الدين ، مكنى به ابوالحسين وابوطاهر فرزند ابوالحسن شاعر درمىآيد ومحصول اين وصلت فردى است به نام طاهر . ابوعلى رستمى رقبات متعدد املاك اندوخته خود را در حوزه پهناور اصفهان كه تا رى وهمدان امتداد داشت ضمن وقف‌نامه‌اى در تاريخ 316 هجرى بر اولاد ذكور وسپس بر اولاد اناث خود ، نسل بعد از نسل وقف كرده است . رونوشت تازه‌اى از اين وقف‌نامه هم‌اكنون در دسترس مىباشد كه احتمال مىرود كهن‌ترين سند پايدار وقف اسلامى در ايران ، آن هم براى سادات ، به‌شمار آيد . سادات طباطبا كه از بطن دختر واقف به حساب مىآمدند بعد از وقف ، موقوف عليهم شناخته شدند و چون بخش مهمى از رقبات وقفى در زواره بود و در آن زمان اين شهر از نواحى آباد نسبتاً امنى محسوب مىگرديد ، به تدريج سادات آل طاهر متوجه اين ديار شدند وكثرت آنان در زواره به حدى رسيد كه اين شهر در منابع تاريخى ، رجالى وجغرافيايى به مدينة السادات موسوم گرديد . متن عربى اين وقف‌نامه گواه بسيار مهمى بر ديرينه بودن شهر كويرى وتاريخى شهر زواره است زيرا اين ديار يكى از رقبات مهم واساسى مندرج در وقف‌نامه به حساب مىآيد . تدبير محتاطانه ومقتصدانه‌اى كه ابوعلى رستمى به هنگام تنظيم اين سند ارزشمند انديشيد نتوانست زواره را از شر تهاجم ويورش ديگران مصون دارد . چنانچه قلعه سنگ‌بست اين شهر از قرن پنجم تا قرن هفتم هجرى يكى از قلاع معروفى بود كه در تصرف اسماعيليه نزارى الموتى قرار داشت وابوعلى دهدار زواره‌اى به‌عنوان يكى از مقربان حسن صباح در آن مشغول فعّاليت سياسى وترويج افكار اين فرقه بود . سرانجام اين قلعه در قرن هفتم به‌دست مغولان ويران گرديد . « 1 »

--> ( 1 ) - تطور حكومت در ايران بعد از اسلام ، محيط طباطبايى ، ص 142 - 141 .