جمعى از نويسندگان

267

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

لازم نيست بيايى . من هم ديدم قلبم دروغ نمىگويد از همان‌جا برگشتم و به منزل ايشان نرفتم » . جان گرگان و سگان هر يك جداست * متحد جان‌هاى شيران خداست رحلت درباره‌ى رحلت آقاى قاضى حكايت فراوان است . از حالات خاص ايشان در آخرين روزهاى حيات ، از فراوان قرآن خواندن و حتى مثنوى خواندن ايشان و ساير حالات ايشان ، مىتوانيم در يادداشت‌هاى فرزند ايشان نشان بگيريم . هر چند آقاى قاضى سال‌ها بود كه به حكم « موتوا قبل ان تموتوا » پرواز تا بر دوست را آموخته بودند و در راه دوست جان داده و شهيد عشق شده بودند ، ولى مانند جدشان اميرالمؤمنين ( ع ) مرگ طبيعى را نيز انتظار مىكشيدند « و منهم من ينتظر » ؛ همان اميرالمؤمنينى كه فرمود : « والله لابن ابيطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه » . كو پيك صبح تا گله‌هاى شب فراق * اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست با آن خجسته طالع فرخنده پى كنم * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم مرحوم آيت الله نجابت مىفرمودند : « خدا رحمت كند آقاى قاضى را . يك حال خوبى براى ايشان پيدا شده بود چند دقيقه‌اى به خود كه آمد ، گفت : مردم چرا اين‌قدر گريه مىكنند . اين‌ها نمىفهمند كه من چقدر سعه پيدا كردم ، چقدر من خوش شدم ، دست و پايم باز شده است ، ديگر عينك نمىخواهم ، راست مىگويم . . . هيچ التفات ندارند كه چقدر من وضعم عوض شده است » . و درباره‌ى شب آخر حيات آقاى قاضى ، مرحوم آيت الله نجابت مىفرمودند : « موقع وفات ايشان بنده نبودم ، شب ، آخر شب ، آقازاده رفته بود ، اول شب حال ايشان خوب بود ، سالم سالم بودند . دوستانشان همراه با سيد قرشى كه مؤلف تفسير قاموس قرآن است و با ايشان خويشاوند بوده است آن‌جا بوده‌اند . آقا فرموده بودند : همه بلند شويد و برويد مىخواهم بخوابم . همه را بيرون كرده بودند . يكى دوساعت بيشتر نگذشته بود كه صداى نَفَس نَفَس زدن شريف