جمعى از نويسندگان
265
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
سراغم آمد و اين دفعه دو دقيقه طول كشيد . در همين هنگام همسرم چاى درست كرده بود و با سينى چاى بالاى سرم آمد كه اگر نيامده بود و خلوتم به هم نخورده بود ، آن حال بيشتر طول مىكشيد ولى با آمدن او و به هم خوردن خلوتم ، آن حال بر طرف شد . چاى خوردم . بلند شدم . تجديد وضو كردم و نماز عشا را خواندم . همسرم رفت شام بياورد ، تا رفت ، دوباره آن حالت آمد و اين بار پنج دقيقه طول كشيد . من تا آن زمان ، ذرهاى از اين چيزها را نديده بودم ، حالا كه ديده بودم نه مى توانستم در بدنم بمانم و نه مىتوانستم در بروم و نه مىتوانستم به همسرم حرف بزنم . نمىدانستم چكار كنم . غذا خيلى كم خوردم . همسرم گفت : [ با اين وضعيت ] مىميرى . گفتم : بله ، ، مى ميرم . خوابيدم . نصف شب همان حالت دوباره آمد و ربع ساعت طول كشيد و [ سرانجام ] آن رندى كه از خدا خواسته بودم رسيد . از خدا خواسته بودم رند باشم . . . » . فرصت شمر طريقهى رندى كه اين نشان * چون راه گنج بر همه كس آشكاره نيست زاهد ار راه به رندى نبرد معذور است * عشق كارى است كه موقوف هدايت باشد زاهد غرور داشت ، سلامت نبرد راه * رند از ره نياز به دارالسلام رفت فقط خدا ، فقط توحيد در عالم رندى هر نوع سخنى غير از خدا و غير از توحيد لغو است ، تضييع عمر است . لذا امثال آقاى قاضى در هر مجلسى نمىتوانستند بنشينند و با هر كسى نمىتوانستند هم سخن شوند و هم نشين باشند . حواريان عيسى ( ع ) از وى سؤال كردندكه « من نجالس » با چه كسى نشست و برخاست كنيم ؟ پاسخ داد : « من يذكر كم الله رؤيته » كسى كه ديدار او شما را به ياد خدا اندازد . تعداد اين افراد كم است . حال اگر در پى كسى باشيم كه خدا را به وحدانيت شناخته باشد و به فناى كامل رسيده باشد ، در جست و جوى كبريت احمر خواهيم بود . دلا نزد كسى بنشين كه او از دل خبر دارد * به زير آن درختى رو كه او گلهاى تر دارد