جمعى از نويسندگان

254

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

مىسوزاند . آنقدر حرارت دارد كه جاى غير نمىگذارد . حتى جا براى خودش نيز نمىگذارد . يعنى به قدرى به جوش آمده است كه غير مىسوزد » . چنان پر شد فضاى سينه از دوست * كه فكر خويش گم شد از ضميرم اما اين حرقت از سينه‌ى مرحوم آقاى قاضى به قلبشان و جسمشان هم سرايت كرده بود . مرحوم آيت الله نجابت ضمن بيان غيرسوزى و حرقت مىفرمودند : « رضوان خدا به آقاى قاضى ، ايشان زمستان‌ها يخ مىگذاشتند روى قلبشان ، تابستان‌ها هم همين‌طور ، بيست و چهار ساعت هميشه يخ بغل دستشان بود . يعنى يك حرارتى در نفس شريف ايشان بود كه بى يخ زندگى نداشتند . پولدار هم نبودند كه هندوانه بخورند . بر فرض هم پولدار بودند ، تا چيزى به دستشان مىآمد فورى پرواز مىكرد و مىرفت [ فورا مىبخشيدند ] مثل كبوتر بال درمىآورد و مىرفت . ولى يخ كاملًا ارزان بود » . نماز و عبادت اين غيرسوزى و حرارت در نماز آقاى قاضى به اوج مىرسيد . همان نمازى كه از ريشه‌ى صلوه و تصليه به معناى گرم شدن است . حضرت آيت الله نجابت در تلميحى به آيه‌ى شريفه‌ى « تصلى ناراً حاميه » و در تعريف وضعيت آقاى قاضى در حال نماز ، مىفرمودند : « اين است آتش زدن و آتش گرفتن براى خداى اجل عالى ، شعله‌ى عشق فراهم كردن براى خدا » . اين غيرسوزى و خلاص شدن از هر چه غير خداست از آثار نماز است . چنان كه حضرت ختمى مرتبت ( ص ) هر گاه هنگام نماز مىشد به بلال مىفرمودند : « قم يا بلال فارحنا بالصلاه » . حضرت آيت الله نجابت مىفرمودند : « آقاى قاضى اولادشان زياد بودند . ثروت و درآمدى هم نداشتند . مىفرمودند : گاهى اوقات پيش مى آيد كه خيلى بى پول مىشدم . طلبكارها هم مطالبه‌ى پولشان را مىكردند . در منزل هم هيچ نداشم ولى وقتى كه مىايستادم به نماز ، به بركت خود خدا مثل اين كه نه زن دارم ، نه بچه ، نه قرض دارم و نه دشمن دارم . مثل اين كه آن‌جا كه حضرت ختمى مرتبت به بلال فرمودند « ارحنان يا بلال » براى من شده بود نصب‌العين ، هر وقت فشارى از هر طرف مىآمد كه ديگر يواش يواش داشتم گداخته مىشدم ، نماز مىخواندم » . اما هدف از نماز و عبادت رسيدن به عبوديت است كه همان « معراج مؤمن » و « قربان كل تقى » است . بالاترين لذت همان لذت عبوديت است . حضرت آيت الله نجابت مىفرمودند :