جمعى از نويسندگان

195

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

مىكنند ، توجّه دارند و مىفهمند جلوى چه كسى ايستاده‌اند ! امّا تو قرآن را قرائت مىكنى در حالى كه تا چانه‌ات زير كرسى رفته‌اى ! و قرآن را روى زمين مىگذارى و در آن مىنگرى . . . ! » ( اسوه عارفان ، 1379 ، ص 25 ) اكثر افرادى كه موفق به نفى خواطر شده و توانسته‌اند ذهن خود را پاك و صاف نموده و از خواطر مصفّا كنند و بالاخره سلطان معرفت براى آنان طلوع نموده است ، در يكى از اين دو حال بوده است : اوّل : در حين تلاوت قرآن مجيد و التفات به خواننده آن ، كه چه كسى در حقيقت قارى قرآن است و در آن وقت براى آنان منكشف مىشده است كه قارى قرآن خداست - جل جلاله . دوم : از راه توسل به حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السلام ، زيرا آن حضرت را براى رفع حجاب و موانع طريق نسبت به سالكين راه خدا عنايتى عظيم است . ( حسينى طهرانى ، 1389 : ص 159 ) « روش ايشان در معرفت نفس همان عبارت من عرف نفسه فقد عرف ربه بود و از آيت الله سيد عبدالكريم كشميرى نيز آمده كه دستور العمل هايشان در معرفت نفس و رب مؤثر بود . مراقبه و ذكر يونسيه در سجده و تسبيحات اربعه بعد از هر نماز و خواندن سوره قدر در شب جمعه صد بار از سفارشات ايشان بود . مى گفتند : مسجد سهله كه مىگويند شب‌هاى چهارشنبه برويد ، جمعه برويد . » براى تربيت شاگردان هم از روش اربعينى يا چله هم دستور خوراكى و حيوانى استفاده مى كرد ، و هم معاشرت با استاد و شركت در جلساتش را مؤثر مى دانست . مرحوم آقاى قاضى سفارش مىكردند : « در يك مسجد هميشه نماز نخوانيد ، به مساجد ديگر نيز برويد و هرجا ديديد حال پيدا كرديد آن‌جا نماز بخوانيد و هرجا ديديد كه حال پيدا نكرديد ، مكان خود را تغيير دهيد و از اين مسجد به مسجد ديگر انتقال يابيد و خلاصه آن كه توقف در يك مكان بىمورد است و بايد دائما دنبال حال بود و از هرجا به جاى ديگر منتقل شد و هرجا حال بهتر بود آن‌جا را انتخاب نمود . » ( حسن‌زاده ، 1379 ، ص 32 ) از آن چيزها كه بسيار لازم و با اهمّيّت است دعا براى فرج حضرت حجت عليه السلام در قنوت نماز وتر است بلكه در هر روز و در همه دعاها . قرائت زيارت جامعه در هر روز جمعه ، مقصودم همان زيارت جامعه معروف است تلاوت قرآن كمتر از يك جزء نباشد .