جمعى از نويسندگان

190

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

اين روايت را « عنوان بصرى » از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه به جهت رعايت اختصار ، تنها بخشى از آن را كه شامل دستور العمل است ، بيان مىكنيم : عنوان بصرى مىگويد : عرض كردم ، اى اباعبداللّه ! حقيقت عبوديّت چيست ؟ فرمود : « ثَلاثَه‌ى اشْياءَ : انْ لا يَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللّهُ مِلْكا لِانَّ الْعَبيدَ لا يَكُونُ لَهُمْ مِلْكٌ ، يَرَوْنَ الْمالَ مالَ اللّهِ يَضَعُونَهُ حَيْث امَرَهُمُ اللّهُ بِهِ وَلا يُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبيرا وَجُمْلَه‌ى اشْتِغالِهِ فيما امَرَهُ تَعالى بِهِ وَنَهاهُ عَنْهُ ، فَاذا لَمْ يَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللّهُ تَعالى مِلْكا هانَ عَلَيْهِ الْانْفاقُ فيما امَرَهُ اللّهُ تَعالى انْ يُنْفِقَ فيهِ وَاذا فَوَّضَ الْعَبْدُ تَدْبيرَ نَفْسِهِ عَلى مُدَبِّرِهِ هانَ عَلَيْهِ مَصائِبُ الدُّنْيا وَاذَا اشْتَغَلَ الْعَبْدُ بِما امَرَهُ اللّهُ تَعالى وَنَهاهُ لا يَتَفَرَّغُ مِنْهُما الىَ الْمِراءِ وَالْمُباهاه‌ى مَعَ النّاسِ . فَاذا اكْرَمَ اللّهُ الْعَبْدَ بِهذِهِ الثَّلاثَه‌ى هانَ عَلَيْهِ الدُّنْيا وَابْليسُ وَالْخَلْقُ وَلا يَطْلُبُ الدُّنْيا تَكاثُرا وَتَفاخُرا وَلا يَطْلُبُ ما عِنْدَ النّاسِ عِزّا وَعُلُوّا وَلا يَدَعُ ايّامَهُ باطِلًا . فَهذا اوَّلُ دَرَجَه‌ى التُّقى . قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى « تِلْكَ الدّارُ الْاخِرَه‌ى نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوّا فِى الْارْضِ وَلا فَسادا وَالْعاقِبَه‌ى لِلْمُتَّقينَ » ؛ ( قصص / 83 ) حقيقت عبوديت سه چيز است : اين كه بنده خدا درباره آنچه كه خدا به وى سپرده است ، براى خودش ملكيّتى نبيند . چرا كه بندگان داراى ملك نيستند ؛ مال را مال خدا مىدانند و در آن‌جايى كه خداوند ايشان را امر كرده است كه بنهند ، مىگذراند و بنده خدا براى خودش هيچ تدبيرى نمىكند و تمام مشغوليّت او در مورد چيزى است كه خدا به آن امر كرده يا از آن نهى كرده است . آن‌گاه كه بنده خدا در مورد چيزهايى كه خدا به او سپرده است ، براى خودش ملكيّتى نبيند ، انفاق كردن در چيزهايى كه خدا به آن امر كرده است ، بر او آسان مىشود و اگر بنده خدا تدبير امور خود را به مدبّرش بسپارد ، مصائب [ و مشكلات ] دنيا بر او آسان مىگردد و زمانى كه بنده به امر و نهى خداوند متعال مشغول شود ، ديگر مجالى نمىيابد تا از اين امر فرصتى براى خودنمايى و تفاخر با مردم پيدا كند . پس آنگاه كه خدا بنده [ خود ] را به اين سه چيز گرامى بدارد ، دنيا و ابليس و خلائق بر او آسان مىگردند و براى مال اندوزى و فخر فروشى ، دنبال دنيا نمىرود و به جهت عزّت و علوّ [ درجه خود ] به آنچه در نزد مردم است ، چشم نمىدوزد و روزهاى خود را به بطالت