جمعى از نويسندگان

170

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

نيازمند راهنمايى و ارشاد حضرت حق است تا از خطرها برهد و در حوادث و فتنه‌ها سره را از ناسره تشخيص دهد و اين تنها به يارى ياريگر موجودات ممكن است . عنوان بصرى به خوبى درمىيابد كه مهم‌ترين كليد راهيابى به علم حقيقى ، رسيدن به حقيقت عبوديت است . از اين رو مىخواهد بداند كه چگونه مىتوان به آن دست يافت و امام نيز بهترين راه آن را بيان مىكند : « قُلتُ : « يا شَريفُ ، » فقال : « قل يا أبا عبداللَّه ، » قلت : « يا أبا عبداللَّه ، ما حقيقه‌ى العُبُودِيه‌ى ؟ » قال : « ثلاثَه‌ى أشياءَ : أن لا يرَى العَبدُ لِنَفسِهِ فيما خَوَّلَهُ اللَّهُ إلَيه مِلكاً لأنَّ العَبيدَ لا يكُونُ لهم مِلكٌ ، يرونَ المالَ مالَ اللَّهِ يضَعونَهُ حيثُ أَمرهُم اللَّهُ تعالى بِهِ ، ولا يدَبِّرُ العَبدُ لِنَفسِهِ تَدبيراً ، وجُملَه‌ى اشتِغالِهِ فيما أَمَرَهُ اللَّه تعالى به ونهاه عنه ، فإذا لم يرَ العبدُ لِنَفسِهِ فيما خَوَّله اللَّه تعالى مِلكا هَانَ عليه الإنفاقُ فيما أَمَرَهُ اللَّه تعالى أن ينفِقَ فيهِ ، وإذا فَوَّضَ العَبدُ تدبيرَ نفسِهِ عَلى مُدَبِّرِه هانَ عليه مصائِبُ الدُّنيا ، وإذا اشتَغَلَ العَبدُ بما أمَرَهُ اللَّهُ تعالى ونَهاهُ لا يتَف‌َرَّغُ مِنها إلى المِراءِ والمُباهاه‌ى مَعَ النَّاسِ ، فإذا أكَرَمَ اللَّهُ العَبدَ بِهذِهِ الثَّلاثِ هانَ عَليه الدُّنيا وإبليسُ والخَلقُ ، ولا يطُلبُ الدُّنيا تَكاثُراً وتَفاخُراً ، ولا يطلُبُ عِندَ النّاسِ عِزاً وعُلُواً ، ولا يدَعُ أيامَهُ باطِلًا ، فهذا أولُ دَرجَه‌ى المُتَّقينَ ، قال اللَّه تعالى : تلك الدارُ الآخِرَه‌ى نَجعَلُها لِلَّذين لا يريدونَ عُلُواً فى الأرضِ و لا فَساداً و العاقِبه‌ى للمُتَّقينَ » . گفتم : « اى شريف ، » گفت : بگو اى ابو عبدالله » گفتم : « اى ابو عبدالله ، حقيقت بندگى چيست ؟ » فرمود : « سه چيز است : [ اول ] اينكه بنده آنچه را خدا به او عطا كرده است ، ملك خود نپندارد ؛ چون بندگان كه مالك نمىشوند . مال را مال خدا مىبينند و آن را در هر جا كه خداى متعال فرمان داده است ، خرج مىكنند . [ دوم اينكه ] بنده براى خود تدبيرى نداشته باشد و [ سوم اينكه ] همهء اشتغالش را در آنچه خداى متعال به آن فرمان داده و يا بازداشته است ، قرار دهد . پس چون بنده در آنچه خدا به او عطا كرده است ملكيتى براى خود نمىبيند ، برايش انفاق كردن در آنچه خداوند متعال فرمان انفاق داده است ، آسان مىآيد و هنگامى كه بنده تدبير خود را به مدبّرش وانهاد ، مصيبت‌هاى دنيا بر وى آسان مىشود و هنگامى كه بنده به آنچه خداوند امر و نهى كرده است ، مشغول شد ، فرصتى براى ستيزه و فخرفروشى به مردم نمىيابد . پس چون خداوند ، بنده را با اين سه گرامى داشت ؛ دنيا ، ابليس و مردم بر وى خوار