جمعى از نويسندگان
17
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
عرفان راستين بيش از يكى نيست ؛ ولى عرفان هاى دروغين ، بسيارند ؛ نظير عرفان هاى آمريكائى ، هندى ، بودائى و . . . . . عرفان حقيقى ، آغاز راه سعادت است ؛ نه پايان آن و ابزار راه سعادت است ؛ نه غايت آن . 2 - عامل پيدايش عرفان هاى دروغين : در پاسخ به اين سوال كه چرا عرفانهاى دروغين در سالهاى اخير به صورت قارچ گونه تكثير يافته بايد گفت : اولا هر چيز با ارزش ، هر چه ارزش اش بيشتر باشد ، بدل و تقلب بيشترى دارد ؛ در مقابل خدا ، بت ها و در مقابل انبياء ، متنبّيان و در مقابل خبر راست ، اخبار دروغين و . . . . ايجاد شده است . و عرفان نيز به سبب اين كه بازتابهاى شگرفى در زندگى فردى و جمعى اشخاص دارد ، يكى از اين قلمروهاست . اين قلمرو به سبب پيچيدگىها و دنياى شگفت آن ، دور از دسترس تودههاى مردم است . تصرفاتى كه عارفان انجام مىدهند و توانايى هايى كه از خود بروز و ظهور مىدهند و آگاهىهاى ايشان از بسيارى از مسائل ، تودههاى مردم را به وجد مىآورد لذا به دنبال نسخههايى مىگردند كه بتواند به سادگى آنان را به اين مراتب و مراحل برساند . اين جاست كه طريقتهاى باطل به عنوان نسخههاى معجزهگر نوشته و مطرح مىشود تا جائى كه عرفان منهاى شريعت و توأم با اباحه گرى مطرح مىشود ؛ چرا كه عمل به شريعت با سختيهائى همراه است و اينان رياضت منهاى سختى را مى خواهند كه انفكاك ذات از خود شىء بوده و محال است و لذا اينان حتى لذات مادى و دنيايى را ، جزو مراسم عرفانى خود قلمداد كرده اند . و ثانيا پس از سخت گيريهاى مسيحيت و مبارزه اصحاب كليسا با علم و عقل و تفتيش عقايد و آزار و شكنجه دانشمندان از يك سو و نقش مثبت دستاوردهاى دانش بشرى در زندگى از سوى ديگر ، موجب شد دين در مقابل علم ، عقب نشينى كند و علم به علم تجربى منحصر شده و ماديگرايى ترويج گردد ؛ اما ديرى نپاييد كه نياز به معنويت بار ديگر خود را نشان داد و بحران معنويت ، بنياد تمدن غرب را متزلزل كرد لذا خود غرب ناچار شد به جاى بازگشت به مسيحيت و ساير اديان ابراهيمى به سراغ عرفان سرخپوستى و شرقى برود و عرفان التقاطى متناسب با فرهنگ و تمدن معاصر خود را بسازد و اين خلأ معنويت را به صورت كاذب پر كند . اينجاست كه فرقه هائى با عناوين متعدد سر برآوردند و انسان تشنه بر معنويت ، از آن ها استقبال نمودند و اگر بخواهيم خداى نا خواسته اين گونه عرفان ها را كه چند دست شده ، ترجمه گشته و به ما رسيده اند ، مصرف كنيم و دين حنيف را كنار بگذاريم ، به مانند كسانى خواهيم بود كه به جاى نوشيدن آب از سرچشمه ، به فاضلاب سايرين مراجعه مىكند .