جمعى از نويسندگان

15

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

شريعت و عرفان و ظاهر و باطن ، يك حقيقتند و غير قابل تفكيك اند و جدائى آن دو با مرگ هر دو برابر است . به عبارت ديگر ، در عرفان حقيقى ، شريعت ، طريقت و حقيقت پيوند ناگسستنى دارند ؛ به طورى كه هيچكدام بدون ديگرى ، راهى به سر منزل مقصود نخواهند برد . البته شريعت ، پوسته طريقت و طريقت ، وسيله ى پيوستن به حقيقت است و جز در سايه عمل به شريعت كه همان عمل به واجبات و مستحبات و دورى از محرمات و مكروهات است ، نمى توان به طريقت و حقيقت رسيد . شرط عرفان حقيقى ، شريعت و دين‌دارى است اما شريعت براى عارف كافى نيست بلكه بايد دائم در ذكر باشد . احكام شريعت ، مقام ظهور عرفان است ؛ زيرا منشأ احكام فقهى و مسائل عرفانى ، هر دو قرآن و احاديث است ، و هيچ تعارضى بين اين دو مبدأ مشاهده نمىشود و در مقام اثبات وجود خدا و اسما و صفات او نيز هر دو به آيات قرآن و روايات تمسك مىجويند . شريعت ، طريقت و حقيقت ، سه مرتبه از احكام دينى هستند ؛ به طورى كه شريعت ، ظاهر حكم و طريقت ، باطن حكم و حقيقت ، باطن باطن حكم است . بدين ترتيب هر كدام در جاى خود مهم و ضرورى احكام دينى هستند . عرفاى حقيقى ، در مقام ظهور ، هيچ آداب و آرايشى براى عرفان ، جز احكام شريعت را تجويز نكرده اند و توجه به روح و باطن شريعت را آغاز وادى طريقت مىدانستند . عارف حقيقى ، با ايجاد پيوند بين عرفان و احكام شريعت ، از يك سو ، لطافت ، احساس و عشق عرفان را به شريعت منتقل مىكند و از سوى ديگر ، عرفان را از خطر سوء استفاده صوفى مآبان و آداب خانقاهى آنان و اباحه گرى و مريد بازى و انواع بدعت ها و . . . در پناه شريعت حفظ مى نمايد . پس شريعت ، نردبان وصل و عرفان ، مقصد وصول است . در حديث آمده است : « الصلوه معراج المؤمن » ( كشف الاسرار ، ج 2 ، ص 676 ) حضرت امام ( ره ) مىفرمايد : نماز ، بلكه جميع عبادات ، را غير از اين صورت و قشر و مجاز ، باطن و لبّ و حقيقتى است . ( اسرار نماز ، ص 9 ) خلاصه اين كه راه به سوى كمال انسانى و دستيابى بر حقائق معارف ، منحصر در اين است كه آدمى به طريقت روى آورد ، و طريقت ( در مقابل شريعت ) عبارت است از نوعى رياضت كشيدن در تحمل شريعت كه اگر كسى از اين راه سير كند ، به حقيقت دست مى يابد . حضرت امام ( ره ) در اين زمينه بيان جالبى دارند : و بدان كه هيچ راهى در معارف الهيه پيموده نمى شود ، مگر آن كه ابتدا كند انسان از ظاهر شريعت ، و تا انسان متادب به آداب شريعت حقه نشود ، هيچ يك از اخلاق حسنه از براى او به حقيقت پيدا نشود و ممكن نيست كه نور