جمعى از نويسندگان
149
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
چنين فردى در درجه نخست پيامبر و امام است و در دوره غيبت كبرى جز مجتهد مسلم كسى ديگر نمى تواند باشد از اينرو سيدعلى قاضى تاكيد داشت كه استاد بايد مجتهد باشد . به عقيده او حتى متعلمان نيز بايد به همه درجات اجتهاد يا به برخى از مراتب آن نايل شوند از اين رو طريق دراويش از نظر او مطرود است و تنها طريق درست طريق فقها و علماى با صدق و صفاست « 1 » . اين نكته امروزه از اين جهت بسيار مهم است كه افراد بى اطلاع و يا كم اطلاع از معارف توحيدى ادعاى استادى را دارند و منشا بسيارى از بدفهمى ها و انحرافاتند . اين مسئله حتى در ميان كسانى كه مسلمان ودرس خوانده هستند ديده مىشود نكته مهم در سيره آقا على قاضى مبنى بر تاكيد او بر مجتهد يا قريب الاجتهاد بودن شاگرد نتيجه بخش بودن اين شيوه است طورى كه كسى از تربيت يافتگان مكتب او راسراغ نداريم كه منحرف شده باشد بلكه همگى چه در دوره حيات او و چه پس از او و در ادامه راه استاد برچارچوب شريعت تاكيد داشته و هرگزدستورى كه شائبه تعارض با كتاب و عترت را داشته باشد ديده نمى شود نام آورانى مانند علامه طباطبايى ، سيدمحمد حسن طباطبايى ، سيدعبدالكريم كشميرى ، شيخ عباس قوچانى ، ميرزاعلى اكبرمرندى ، شيخ محمد تقى بهجت و . . . شاهدى بر اين ادعاست . او خود در پاسخ نامه يكى از شاگردانش كه از او دستورالعمل خواسته بود متذكر مىشود كه او از پيش خود دستورالعملى صادر نمىكند « 2 » بلكه در واقع هرآنچه هست از متن دين است . در مشارق الدرارى به مسئله اهميت استاد تاكيد كرده و متذكر مىشود كه براى سلوك ؛ استاد و دليل راه و شيخى صاحب بصيرت لازم است تا سالك زمام كار خود در جميع اقوال و افعال به دست او سپارد تا او را به طريق قويم حق راه نمايد « 3 » . استاد بايد روحيه شادابى را به سالكان منتقل كند مرحوم كشميرى از شاگردان آقاسيد على قاضى فرمودهاست : ما وقتى محضر آقاى قاضى مى رفتيم چنان انبساط روحى و بشاشت و ابتهاج به ما دست مى داد كه تمام مشكلات و سختى ها و ناملايمات زندگى روزمره را از جان و تن ما ميزدود « 4 » . ابن سينا مى گويد : العارف هش بش بسام يبجل الصغير من تواضعه كما يبجل الكبير و ينبسط من الخامل مثل ما ينبسط من النبيه و كيف لا يهش و هو فرحان بالحق و بكل شىء فإنه يرى فيه الحق « 5 » . عارف خوش وخرم و شكفته و خندهروست ، از روى تواضع صغير را گرامى مىدارد همانگونه كه كبير را بزرگ مى دارد وقتى فرد گمنام را مى بيند باز و شگفته مىشود چنانچه از ديدن فرد نامدار اين گونه است و چرا خوش وخرم نباشد درحاليكه او به واسطه حق تعالى در فرح و شادى است و در هرچيزى حق را مى بيند . در نظر سيد على قاضى بدون استاد نمىشود رهرو اين راه بود ، كوركورانه و بدون استاد و راهنما نمىشود اين راه را طى كرد .
--> ( 1 ) - اسوه عارفان ، ص 123 ( 2 ) - اسوه عارفان ، ص 127 ( 3 ) - مشارق الدرارى ، ص : 325 ( 4 ) - اسوه ص 177 ( 5 ) - شرح الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص : 392