جمعى از نويسندگان

81

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

بعد از ارائه اين گونه گواهىها ، شخص طلبه در داخل مجموعه‌اى قرار مىگرفت كه آقاى شيخ على محمّد بروجردى ؛ متكفل امور آنها بود ، و آنها را تحت نظر مىگرفت و اداره مىكرد . و البته بخشى از اين نظم و مقررات در ايام آيت الله العظمى بروجردى ؛ رعايت و پيگيرى مىشد ، و شيخ على محمّد بروجردى ؛ ضمن حركت در آن مسير موارد لازم و كمبودهاى آن را اضافه و جبران نمود . ) « 1 » بزرگداشت آيت الله العظمى حاج آقا حسين بروجردى ؛ بعد از رحلت آيت الله العظمى حاج آقا حسين طباطبايى بروجردى ؛ مراسم‌هاى زيادى براى اقامه عزا در بروجرد و تهران و قم براى ايشان اقامه شد و چون سرشناسترين روحانى بروجرد مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ على محمّد بروجردى ؛ ايشان در تمامى اين مراسم‌ها شركت مىنمودند ، رؤسا و زعماى حوزه علميه قم از ايشان دعوت نمودند كه به قم بيايد و مرجعيت عام تشيع را به عهده بگيرند ، و ليكن ايشان تحت هيچ شرايطى اين مسؤليت بزرگ را زير بار نمىرفتند . در سفر ايشان كه به مناسبت اقامه مجلس سوگوارى و بزرگداشت در اربعين وفات آيت الله العظمى بروجردى ؛ از جانب تعداد زيادى افاضل به دليل شناختى كه از فضيلت و علم و تقوى او داشتند به صورت جدّى در قم زعامت و مرجعيت عمومى و مسؤليت حوزه علميه قم به ايشان پيشنهاد شد ، ولى ايشان نپذيرفتند و ترجيح دادند كه به بروجرد برگردند و به كار خود مشغول شوند . آرى مرحوم آيت الله العظمى حاج شيخ على محمّد نجفى ونايى بروجردى ؛ زمانى كه در نجف اشرف به سر مىبردند جزء اوّلين شاگردان عارف شهير مرحوم آيت الله العظمى ميرزا على قاضى طباطبايى تبريزى ؛ بودند و زمانى كه هيچ يك از علماء كنونى محضر ايشان را درك نكرده بودند ، مرحوم حاج شيخ على محمّد ؛ از شاگردان خصوصى ايشان بودند و به كمالات معنوى رسيده و از اوتاد زمان گشته بودند . بنا بر نقلى در بسيارى از درخواست‌هاى اداره حوزه علميه قم و زعامت عامه ايشان مىفرمودند : ( استادم آقاى قاضى ؛ به من گفته به بروجرد برو ، نگفته است كه به قم برو ، من به قم نمىآيم . ) « 2 » در هر صورت ايشان هميشه از پذيرش مرجعيت عامّه فرار مىنمودند .

--> ( 1 ) - آيت الحق ، سيد محمّد حسن قاضى ؛ ، ترجمه سيد محمّد على قاضى نيا ؛ ، نشر انتشارات حكمت ، چاپ اوّل ، سال 1383 ه ش ، تهران ، ج 1 ، ص 384 و 385 . ( 2 ) - اين مطلب را از يكى از علماء بزرگوار كه اكنون در خاطر ندارم شنيده‌ام .