جمعى از نويسندگان
64
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
19 - و نيز فرمود : جاهل به نفس خود مباش ، زيرا كسى كه جاهل به نفس خود باشد در حقيقت به همه چيز جاهل است . « 1 » پس در مىيابيم كه : « انسان وقتى به سير دربارهى نفس خود بپردازد و اغيار را از دل بيرون راند و با دل خلوت كند از هر چيزى منقطع و به خداوند متعال مىپيوندد ، و اين خود باعث معرفت پروردگارش مىشود ، البته معرفتى كه در حصولش چيزى واسطه نشده است ، و علمى كه هيچ سبب در آن مداخله نداشته است ، چون انقطاع به تنهايى تمامى حجابهايى را كه در بين است كنار مىزند ، اينجاست كه آدمى با مشاهدهى ساحت عظمت و كبريايى حق ، خود را از ياد مىبرد ، و بنابراين بايد اين معرفت را معرفت خدا به خدا نام نهاد . اينجاست كه در سويداى نفس به اين مطلب تصديق و اذعان پيدا مىشود كه انسان فقير و محتاج به خداى سبحان و مملوك اوست به ملكى كه در قبال آن هيچ استقلالى از خود ندارد . در اينجا براى آنكه بيشتر و دقيقتر در مورد معرفت نفس و ارزش اين علم آگاهى پيدا كنيم و از اين معارف الهى طرفى ببنديم به نقل كلماتى مىپردازيم كه از قلم رسين و نورانى وارث طريقهى آيت الله العظمى سيد على آقاى قاضى ( ره ) يعنى طريق معرفت نفس ، استاد علامه حسن حسنزادهى آملى صادر گشته و به نام شريف صد كلمه در معرفت نفس شهرهى آفاق گرديده است ؛ آن كه خود را نشناخت چگونه ديگرى را مىشناسد ؟ آن كه از صحيفة نفس خود آگاهى ندارد ، از كدام كتاب و رساله طرفى مىبندد ؟ آن كه گوهر ذات خود را تباه كرده است ، چه بهرهاى از زندگى برده است ؟ آن كه خود را فراموش كرده است ، از ياد چه چيزى خرسند است ؟ آن كه مىپندارد كارى برتر از خودشناسى و خداشناسى است ، چيست ؟ آن كه در صقع ذات خود با تمثلات ملكى همدم و همسخن نباشد ، بايد با چه اشباح و خيالات همدهن باشد ؟ آن كه خود را براى هميشه درست نساخت ، پس به چه كارى پرداخت ؟ آن كه از سير انفسى به سير آفاقى نرسيده است ، چه چشيده و چه ديده است ؟ آن كه مىانگارد در عوالم امكان ، موجودى بزرگتر از انسان است كدام است ؟ آن كه تن آراست و روان آلاست ، به چه ارج و بهاست ؟ آن كه معاش مادى را وسيله مقامات معنوى نگيرد ، سخت در خطاست .
--> ( 1 ) - روايتهاى 17 و 18 ، از جلد 1 شرح غررالحكم ، ص 179