جمعى از نويسندگان

521

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

با توجه به آنچه گفته شد ، حقيقت در اصطلاح عبارت است از وصول به خداوند يا ورود در حوزه ربوبى و انكشاف اتصال وجود عارف و همه موجودات به ذات خداوندى و يا صفات جلال و جمال او . پس حقيقت ، رسيدن به مقصد و متجلّى شدن اسماء و صفات الهى است . رابطه شريعت ، طريقت و حقيقت از جمله عرفايى كه دراين مورد به صراحت سخن گفته است ، شيخ شبسترى است . ايشان در چندين جاى گلشن راز به تبيين رابطه شريعت و طريقت و حقيقت پرداخته‌اند . ظاهر بعضى از اشعار گلشن راز جدايى پذيرى شريعت ، طريقت و حقيقت در مراحل سلوك است . شبسترى در جواب اين سؤال كه مرد تمام و كامل كيست ؟ مىگويد : مرد كامل كسى است كه : شريعت را شعار خويش سازد * طريقت را دثار خويش سازد ( شبسترى ، 1361 ش . ص 81 ) در ادامه جهت توضيح مطلب ، مثالى مىآورد كه در آن مثال به طور صريح راجع به شريعت و حقيقت و طريقت نظر مىدهد : شريعت پوست ، مغز آمد حقيقت * ميان اين و آن باشد طريقت خلل در راه سالك نقص مغز است * چو مغزش پخته شد بىپوست نغز است ( همان 170 ) . جنيد ( م 297 ق ) از پيشگامان تصوف اسلامى ، در لزوم و ارزش شريعت و ضرورت متابعت از آن در همه مراحل سلوك مىگويد : همه راه‌ها به بن بست مىرسند ، مگر راهى كه به دنبال رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله باشد ؛ پس هر كه حافظ قرآن و كاتب حديث نباشد ، پيروى از وى در اين كار روا نيست ؛ چون عمل و مذهب ما در قيد كتاب و سنّت است . ( رسالة القشيريه ، ج 1 ، ص 71 . ) رياضت‌هاى معقول سودمند را متحمّل شده‌ايم . و بالجمله : براى رسيدن به سرمنزل حقيقت كه جايگاه مقربان الهى است : اطاعت فرمان و مراعات مقررات شريعت ، فرض عين و واجب مؤكّد است و اگر كسى از اين قاعده مستثنا باشد ، همان طايفه ديوانگان و مجذوبان را توان گفت كه در اثر عشق دشوار الهى در حالت سكر و محو و استغراق به سر مىبرند . معلوم شد كه :