جمعى از نويسندگان
442
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
شىء » . « 1 » نگاه دقيق به اسماء حق و رابطه آن با ذات الهى ، ما را به ارتباط خداوند با مخلوقات خويش واقف ميسازد . اسم در منظر عرفان ، ذات حق است كه با يك نسبت اشراقى خاص ، ديده مىشود . در واقع اسماء كه هويّت اضافه اشراقى با ذات دارند ، شأنى از شئون ذات بوده و هرگز مصداق بالذات مفهوم وجود نميباشند « 2 » تا استقلالى در عمل براى آنها فرض گردد . آيت الله سيد على قاضى ( ره ) در بحث توحيد بى شك متأثر از نگاه امامان معصوم ( ع ) است و با توجه به آيات و روايات فراوان در مسأله توحيد ، نظريّه فاخر عرفانى در اين موضوع را مطابق با مشرب اهل بيت تلقى نموده و آن را توحيد حقيقى قلمداد مىكند . به عنوان نمونه به قضيّهاى اشاره مىشود كه به گونهاى ديدگاه ايشان را در مسأله حق تعالى و اسماء او منعكس مينمايد ؛ مرحوم آيت الله قوچانى ميگويد : روزى به حضرت استاد ( آيت الله قاضى ) عرض كردم در عقيده شيخيه چه اشكالى وجود دارد در حالى كه آنها نيز اهل عبادت و ولايتند ؛ بخصوص نسبت به امامان ( ع ) مانند ما اظهار محبت نموده و به فقه شيعه نيز پايبندند . . . آيت الله قاضى فرمودند فردا شرح زيارت شيخ احمد احسائى را به همراه بياوريد ؛ فردا وقتى كتاب مذبور را آوردم و بخشى از آن را به امر استاد خواندم ، استاد فرمود : مشكل شيخيّه در عقيده آنهاست زيرا شيخ احمد احسائى ميخواهد اين را اثبات كند كه ذات خداوند داراى اسم و رسمى نيست بلكه ذات خدا ما فوق اسماء و صفات اوست و آنچه در عالم متحقق ميگردد ، با اسماء و صفات تحقق ميپذيرد ؛ در واقع از منظر شيخيه ، مبدأ خلقت عالم و آدم و مؤثر در تدبير شؤون اين عالم ، اسماء و صفاتى هستند كه مستقلًا مىتوانند عمل نموده و كار كنند و عبادتى كه انسان انجام مىدهد ، به سوى اسماء و صفات خداوند انجام مى پذيرد نه به سوى ذات او كه در وصف نميآيد و در او هم نميگنجد ؛ سپس آيت الله قاضى ميفرمايد : بنابراين ، شيخ احسائى خدا را مفهومى پوچ و بدون اثر ، خارج از اسماء و صفات ميداند ؛ و اين عين شرك است . « 3 » موحّد واقعى همانگونه كه در تفكّر شيعى ، مسأله توحيد از اهميّت خاصى برخوردار است ، مسأله موحّد نيز كه در قالب امامت شيعى و انسان كامل عرفانى ظهور و بروز پيدا كرده ، داراى اهميّت فراوانى است .
--> ( 1 ) - البلد الامين ، ص 188 . ( 2 ) - ر . ك : سيد يدالله يزدانپناه ، مبانى و اصول عرفان نظرى ، ص 223 . ( 3 ) - - روح مجرد ، ص 426 - 427 .