جمعى از نويسندگان

435

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

محمدى ( ص ) است كه در شاكله اسلام شيعى تبلور يافته است و لذا گفتار پيش رو بازتاب معارف شيعى را در عرفان آيت الله قاضى ( ره ) مورد بررسى قرار مىدهد . نقش حوزه هاى معرفتى در فهم دين يكى از مهمترين پرسش ها در حوزه دين ، اين پرسش است كه با وجود شريعت ، چه نيازى به ايجاد حوزه هاى معرفتى داريم ؟ آيا دين بدون وجود دستگاههاى فكرى ، قابل شناسايى و فهم نيست ؟ در حقيقت پرسش فوق ناظر به اصل نياز يا عدم نياز به حوزه هاى معرفتى نظير كلام ، فلسفه و عرفان ، جهت فهم درست از شريعت است . در پاسخ به اين پرسش بايد گفت : ايجاد حوزه هاى معرفتى ، براى فهم دقيق تر از دين ، علاوه بر آن كه امرى عقلايى است ، مورد تأكيد شريعت نيز واقع شده است ؛ امام رضا ( ع ) مى فرمايد : « عَلَينَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَيكُمُ التَّفْرِيعُ » « 1 » از اين بيان نورانى به روشنى به دست مى آيد كه اصول و مبانى دين توسط قرآن و معصومين ( ع ) بيان و القاء شده است و ليكن هر اصلى داراى فروعات فراوانى است كه فقط در پناه علومى ضابطهمند مى توان به آنها دست يافت . از سويى ديگر روايات اهل بيت ( ع ) نيز نظير آيات قرآن ، داراى محكم و متشابه ، ناسخ و منسوخ ، مجمل و مبيّن و ظاهر و باطن است و همين امور ، فهم روايات اهل بيت ( ع ) را دشوار مى سازد تا جايى كه خود ائمه معصومين ( ع ) سخنان و معارف خويش را صعب مستصعب معرفى نموده و مىفرمايند : « إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يحْتَمِلُهُ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِى مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ » « 2 » چنانچه معارف القاء شده از سوى اهل بيت ( ع ) صعب مستصعب است ، پس ناگزير بايد راه فهم حقايق آن را يافت زيرا اگر ما موظف به فهم معارف قرآنى و روايات توحيدى هستيم تا بر اساس آن ، دو حوزه نظر و عمل خويش را سامان دهيم ، بايد به لوازم آن ، پايبند باشيم ؛ چون هر گاه سخن از فهم حقيقتى دينى است ، بالتبع جوشش و جولان ذهن نيز مطرح خواهد بود ، ذهن نيز براى ورود به عرصه فهم شريعت ، ناگزير از ارائه ساز و كارى عقلانى و منطقى است تا بتواند با ارائه يك ساختار متناسب ، امكان فهم شريعت را براى خويش مهيّا سازد و اين يعنى ورود حوزه هاى فكرى و معرفتى جهت فهم صحيح از دين ؛ نظير فلسفه اسلامى كه نه تنها مخالف با شريعت حقه اسلام نيست بلكه مىتواند در تبيين و ترويج اسلام و مقابله با انحرافات ، نقش بسزايى را ايفا نمايد ؛

--> ( 1 ) - وسايل الشيعه ، ج 27 ، ص 62 . ( 2 ) - مستدرك ، ج 12 ، ص 296 .