جمعى از نويسندگان

412

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

در خطبه‌اى از نهج‌البلاغه ، در بيان وصف مردان خدا و متذكر به ياد آور و در تأثير عقلانى و اخلاقى قرآن‌كريم بر مؤمنان راستين كه چگونه آن موجب جلاى دل‌ها و سبب بصيرت و بينش مىشود چنين فرموده است : « گويا آنان دنيا را براى رسيدن به آخرت در نور ديده‌اند و در حال كه در دنيا هستند و در جهان طبيعت زندگى مىكنند ماوراى آن را مشاهده مىنمايند . و مثل اين است كه از پشت پرده‌ها ، غيب را مطّلع‌اند . « 1 » در جاى ديگر در دفع و ردّ برخى توهّمات و بيانات خطابى و شاعرانه و دور از منطق و استدلال و برهان فرمود : « لا تدركه‌العيون بمشاهده‌العيان و لكن تدركه‌القلوب بحقايق‌الايمان » « 2 » چشم‌ها به مشاهده‌ى حسى او را درنمىيابند ليكن دل‌ها با ايمان حقيقى و راستين ، هستى او را ادراك مىكنند و به وجودش پى مىبرند . على ( ع ) در بازداشتن انسان از معصيت و نافرمانى خدا حتى در مكان‌هاى خلوت و دور از انتظار ، فرمود : « اتقوا معاصىالله فىالخلوات فان‌الشاهد هوالحاكم » « 3 » از گناهان الهى در خلوت‌ها بپرهيزيد چون همان خداى شاهد و بيننده و آگاه ، داور و قاضى است . استقصاى همه موارد استعمال شهود در حديث و نهج‌البلاغه از حوصله اين مقاله خارج است و چند نمونه مذكور كافى است كه همه در راستاى همان مضامين آيه‌هاى قرآن است . اما اصطلاحات صوفيه : در بررسى كتب و منابع اهل فن تصوّف ، اصطلاحات گنگ و پيچيده‌اى ملاحظه مىشود كه منهاى موارد معدودى كه قابل تطبيق و هماهنگ با نصوص قرآنى و حديثى معتبر است بقيه همانند ديگر شطحات ، منكرند و از ذرهن و عرف عقلا و اهل منطق و تفكر به دور مىباشند . آملى در لابلاى بحث‌هايش به اصطلاحاتى در همين زمينه پرداخته و آنها فهرست‌وار عبارت‌اند از : مشاهده‌ى قلبى ، جلى ظاهر ، شاهد ، مشهود ، عارف . مشاهده‌ى جمع در عين تفصيل و مشاهده‌ى تفصيل در عين جمع ! و ديگر مصطلحات . « 4 » خواجه عبدا . . . انصارى ، مشاهده را از منازل اهل سير و سلوك دانسته و آن را در بخش حقايق ، مقامى مىداند كه عبارت است از : رفع حجاب يك جا و به كلى و آن را سه قسم مىداند : 1 - مشاهده معرفتى 2 - مشاهده‌ى معاينه‌اى 3 - مشاهده‌ى جمع . « 5 » يقين : اين واژه در قرآن در همين معناى عقيدتى ، اخلاقى و عرفانى بيش از واژه‌هاى ياد شده‌ى قبل ، به كار رفته و در حدود بيست و هشت بار تكرار شده است . چنان كه كلمه‌ى علم و هم‌خانواده‌هاى آن ، تقريباً هشتصد و هفتاد بار در مناسبت‌هاى گوناگون در قرآن ذكر شده است .

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه / خ / 222 . ( 2 ) - همان / خ / 179 . ( 3 ) - همان / قصار / 324 . ( 4 ) - جامع‌الاسرار / . فهرست مصطلحات . ( 5 ) - مقامات معنوى / بخش حقايق / 24 و 29 .