جمعى از نويسندگان

405

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

غرض از همه‌ى اينها آنست كه شخص پس از آن كه حق را بنور حق ديد يك مرتبه براى او باقى مىماند و آن مرتبه‌ى فناى در حق است . . . مثل سخن با يزيد بسطامى كه مىگفت : « سبحانى ما اعظم شانى . . . » « 1 » واژه‌هاى شرع و شريعت تقريباً در همان معانى لغوى و تا حدى اصطلاحى ، پنج بار در قرآن‌كريم آمده است و كلمه طريقت دقيقاً در معنى لغوى خالص و به مفهوم راه و روش استعمال شده و ابداً معنى اصطلاحى ندارد و اما واژه حق و برخى مشتقات آن در حدود دويست و هشتاد و هشت بار آمده و غالباً در مورد ذات خداى تعالى به كار رفته است . آنك به بعضى از آيات ذكر حكيم اشاره مىكنيم : « شرع لكم من‌الدين ما وصّى به نوحاً والذى اوحينا اليك و ما وصّينا به ابراهيم و موسى و عيسى ان اقيمواالدين و لا تتفرّقوا فيه ، كبر علىالمشركين ما تدعوهم اليه . . . » الشورى / 13 از دين ، آنچه را كه به نوح ، سفارش كرده بود براى شما تشريع كرد و نيز از آنچه كه به تو وحى كرديم و آنچه به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه نموديم كه دين را به پا بداريد و در آن اختلاف نكنيد . دعوت توحيدى شما بر مشركان ، امرى است بسيار بزرگ و سنگين . « ثم جعلناك على شريعه من‌الأمر فاتّبعها ولا تتّبع اهواءالذين لايعلمون » الجاثيه / 18 آنگاه ، تو را به راهى از امر دين ، قرار داديم پس ، آن راه را در پيش گير و به دنبال هواها و هوس‌هاى ناآگاهان و كسانى كه نمىدانند ، مباش . « . . . يهدى الىالحق و الى طريق مستقيم » الاحقاف / 30 ( قرآن ) به سوى حق و حقيقت و راه راست ، هدايت مىكند . با ملاحظه اين چند آيه معلوم مىشود كه شريعت ، طريقت و حقيقت همان وحى آسمانى و فرمان‌هاى الهى است كه انسان براى وصول به كمال و سعادت بايد به آنها معتقد و عامل باشد . نمونه‌هايى از كلمات صوفيان پيشرو : واژه‌هاى شريعت ، طريقت و حقيقت و امثال آنها ، در سخنان جماعت متصوّفه به ويژه پيش‌كسوتان آنان در معانى مختلفى به كار رفته است و هر چند در نمونه‌هايى كه در سطور پيش آورديم ابعادى از مفاهيم آنها كه معتدل‌ترين و ملايم‌ترين بود روشن شد . ولى در برخى نصوص عرفانى نكاتى آمده كه تضاد و تقابل جوهرى واژه‌هاى مزبور را تداعى مىكند . « و اعلم ان‌ّالمرء قائم على بساطالشريعه ما لم يصل الى مواقف‌التوحيد فاذا وصل اليها سقط من عينه‌الشريعه واشتغل باللوائح‌الطالعه من معدن‌الصدق فاذا ترادفت عليه اللوائح و

--> ( 1 ) - شيخ سيدحيدر آملى / جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار / تصحيح هنرى كربين و عثمان اسماعيل يحيى / صص 343 - 379 / تهران ، قسمت ايران‌شناسى / انستيتو ايران و فرانسه ، پژوهش‌هاى علمى .