جمعى از نويسندگان

346

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

من بدان افراشتم چرخ سنى * تا علو عشق را فهمى كنى ( مثنوى ، دفتر پنجم ، ابيات 40 - 2735 ) از اين رو براى شناخت معانى اسماء يعنى به منظور درك حقايق فراسوى آنها ، بايد اسماء را به همان نحو كه خداوند آنها را به آدم تعليم فرمود ، بشناسيم . اين علم با عشق به خدا حاصل مىشود نه با عشق به اسماء و مسميات آنها . عشق به خدا با پيروى از محمد ( ص ) جامه ى عمل مى پوشد . در اين صورت است كه خدا نيز ما را دوست داشته ، به اسماء حياتى نو مى بخشد و ما قادر به مشاهده ى حقيقت اشيا خواهيم شد ( چيتيك ، 94 ) . بنابراين ، در اين جستار تلاش بر اين است تا آراء دو تن از عرفاى بزرگ معاصر را درباره ى موضوع اسم اعظم مورد بررسى قرار داده و تبيينى مجمل و منسجمى از آنچه از ايشان به يادگار مانده ارائه گردد . از اين رو ابتدا آرا و نظرات حضرت امام خمينى و در ادامه ديدگاه آيت الله قاضى مورد بررسى قرار مى گيرد . اسم اعظم در نگاه امام خمينى ( ره ) حضرت امام مسئله ى اسم اعظم را در بسيارى از تأليفات خويش از جمله مصباح الهداية ، شرح دعاى سحر و چهل حديث و . . . طرح و درباره ى آن مطالبى عميق و شيرين بيان كرده اند ، و همين امر موجب گرديد تا اين موضوع را در آثار ايشان مورد بررسى قرار دهيم . ايشان اسم اعظم را به سه درجه تقسم بندى مى كنند كه اين تقسيم بندى از آن روست كه ظهور ذات اسماء و آنگاه تجلى اسماء به وسيله ى صفات در مظاهر و تجليات خود گوياى آن است كه اسماء و مظاهر گرچه در حقيقت عين ذاتند ، اما در مقام ظهور ، داراى مراتب و مدارج متفاوتند و همين امر سبب شده است تا علاوه بر آنكه در مظاهر و كثرات اين ترتيب و تدريج لحاظ شود ، اسماء نيز به صفت اعظميت و غير آن دسته بندى شوند ( احمدى / 201 ) . ايشان معتقدند كه اسم اعظم بر حسب مقامات و تجليات به سه درجه ى مقام الهيت ، مالوهيت و لفظ تقسيم شده است . اسم اعظم در مقام الوهيت و واحديت ، آن اسمى است كه جامع همه ى اسماء الهى است ، مانند اشتمال كل بر جزئياتش . اين اسم ، به اعتبار اول و بلكه به اعتبار دوم بر همه ى اسماء حكومت دارد و همه ى اسماء مظهر او محسوب مى شوند و به حسب ذات ، بر همه ى مراتب الهيه مقدم است . اين اسم به تمام حقيقت خود ، تجلى نمى كند مگر براى خودش و براى آن كس از بندگان خدا كه جلب رضايت حق كرده باشد و آن بنده مظهر او گرديده باشد ، يعنى صورت