جمعى از نويسندگان

343

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

آنچه در سنت هند با اين موضوع ارتباط پيدا مىكند ، هيرانياگاربا مى باشد . هيرانياگاربا يا هسته ى زرين و هسته ى جهانى ، به مثابه ى يك جلوه ى نورى است كه موجب نظام يافتن دنيا گرديد و زاينده و پديد آورنده‌ى جهان ، برهمن ، از آن زاده شد . همچنين ، هسته‌ى زرين با نمونه‌ى نوعى اوليه‌ى انسان همسان است . هيرانياگاربا به نخستين اصل بر آمده از حالت اجمال و كمون و نوعى عقل كل مشتمل بر همه جان هاى انفرادى و مرتبط كننده ى آنها همچون يك رشته ريسمان اشاره دارد كه نمونه مثالى آفرينش است ( شايگان ، 74 - 75 ؛ ولوى ، 28 ) . در متون كهن زرتشتى از اول مخلوق خداوند به بهمن يا وهومنه تعبير شده است . اين نور اقرب يا روح القدس همان عقل اول يا حقيقت محمديه در انديشه هاى اسلامى است ( على پور ، 17 - 45 ) . در دين يهود با عنوان ممرا « 1 » و حكمت به آن پرداخته شده و در دين مسيح با اصطلاح كلمه يا لوگوس به حقيقت اسم اعظم اشاره مى گردد ( ولوى ، 23 ) . در فلسفه‌ى اسلامى قاعده ى الواحد و امكان اشرف از قواعد مهمى است كه بر ضرورت صدور عقل به عنوان صادر اول از ذات حق تعالى اشاره دارند . سهروردى با بهره گيرى از اين دو اصل وجود نور اقرب يا نور عظيم را اثبات مىكند كه تمامى صفات علت خود را به غير علت بودن در وجود خود داراست ( همو ، 278 ) . مفهوم عقل اول با مفهوم نور نبوى يعنى حقيقت محمديه پيوند دارد . حقيقت محمديه حقيقتى است كه حضرت محمد ( ص ) تجلى كامل آن است . اين حقيقت ابتدا در آدم نمونه ى نوعى و انسان كامل اوليه تجسد يافت و همچون « نطفه‌ى معنوى » از پيامبرى به پيامبر بعدى انتقال يافت تا محمد ( ص ) ، كه تجلى كامل آن است . از اين رو پيامبر اسلام با اشاره به جنبه ى ماقبل ازلى خرد است كه گفته است : « آنگاه كه آدم ميان آب و گل بود ، من پيامبر بودم » ( شايگان ، 73 ) . عقل در حكمت متعاليه ، حقيقت و روح متعالى حضرت محمد ( ص ) است كه بنابر نقل و عقل تأييد مىشود . پيامبر ( ص ) شالوده ى هستى ، واسطه ى آغاز نظام تكوين ، بقاى آن و معاد همه ى موجودات است و همان انسان كامل است كه فيض حق را به موجودات مىرساند . ملاصدرا پيامبر ( ص ) را وجودى منزه از قوه و انفعال و احتياج مىداند و بدين طريق اولويت پيامبر ( ص ) را در آيات و روايات تعيين مىكند . چنان كه صراط مستقيم الهى و آئينه ى

--> ( 1 ) - memra