جمعى از نويسندگان
269
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
ببينم و همين برهان ، بسنده است . اين شناخت من است . اين تجربه من است . اين به ميراث هندوان ، باورها يا هيچ چيز ديگرشان ربطى ندارد . من بر اساس اختيار خود سخن ميگويم » . ( اينك بركهاى كهن ، ص 46 ) . در پاسخ به اين انديشه و باور ، بايد گفت يكى از آموزههاى حيات بخش پيامبران الهى ، معاد است كه در دينهاى آسمانى مطرح شده و فيلسوفان بزرگى مانند ابن سينا در كتاب نجات و ملاصدرا در آغاز جلد نهم اسفار و نيز در مبدأ و معاد ، به نقل از ادله قائلان به تناسخ و رد آنها پرداختهاند . عقلانيت گرايى نه عقلانيت ستيزى قاضى طباطبايى بر علم و عقلانيت تأكيد داشتند ، با همه ويژگيهاى سلوكى ، از مسائل علمى هرگز غفلت نورزيد صاحب ذهنى باز و روشن بود ( بحر خروشان ص 41 ) . اما از ويژگيهاى شبه عرفانها ، نفى ذهن است . براساس شبه عرفانها ، معنويت با عقلانيت در تعارض است . از اين رو ، در آثار آنان مخالفت با فلسفه ، منطق و عقلانيت ديده مىشود . اشو به مناسبتهاى گوناگون تأكيد مىكند كه براى درك راز حيات ، بايد قانونهاى منطق را دور ريخت . وى بر فيلسوفان و فلسفه به شدت ميتازد و ميگويد : « فيلسوفان مثل پرچين هستند . آنها دور جايى ميچرخند ، بدون اينكه به درون آنجا برسند . . . . . فلسفه ، پديدهاى در هم ريخته است . خيالبافى است . فلسفه ، بينتيجه است ، فلسفه ، يك بازى بيپايان است . فيلسوف گرفتار ذهن است » . ( آواز سكوت ، صص 201 و 202 ) عرفانهاى جديد ، يا ضد عقل هستند يا به تناقضگويى عليه بديهيات عقل ميپردازند ، ولى بايد توجه داشت ما مفهومهاى فراعقلى داريم ، ولى آنها نيز بنياد عقلى دارند و ضد عقل نيستند . از اينرو ، ميبينيم در عرفان اسلامى و عرفانى كه قاضى طباطبايى مدافع آن است ، عرفان نظرى بنياد نهاده شده است با اين هدف كه عرفان از خرافه دور بماند و پيوندى با استدلال و عقلانيت داشته باشد . نتيجه گيرى آنچه گذشت مجموعهاى از تفاوتها و تمايزات سلوك از ديدگاه آيت الله قاضى طباطبايى و مكاتب عرفانى معاصر بود و با اين تفاوتها مىتوان فهميد كه سلوك از نظر قاضى از جامعيت برخوردار است زيرا برگرفته از قرآن و سنت معصومين ( ع ) است و با شناخت ويژگيهاى سلوكى قاضى ، مىتوان بسيارى از مكاتب انحرافى را محك زد و سره را از ناسره