جمعى از نويسندگان
263
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
بود ( بحر خروشان ص 134 ) ولى عموماً مكاتب عرفانى معاصر خود را داراى قدرتهاى تكوينى و خارق العاده مىدانند و بعضاً نيز كارهاى شگفت انجام ميدهند و همين باعث اعجاب پيروانشان ميگردد . حتى در جايى اشو مدعى مىشود آنچه من ميگويم موسى نگفت ، مسيح نگفت ، بودا هم نگفت ، محمد ( ص ) هم نگفت ، من فراتر از آنها و بالاتر از آنها پيام آوردهام . يا رهبر فالون دافا آقاى لى هنگجى ميگويد : ريشه من در جهان است . . . در حال حاضر شخص ديگرى مثل من وجود ندارد كه به طور حقيقى روشى واقعى را به سوى سطوح بالا به مردم آموزش دهد . ( جوآن فالون لى هنگجى ص 22 ) يا ساتياساى بابا سركردة آيين ساى بابا در جايى ميگويد : قدرت من غيرقابل اندازهگيرى است ، تولد من غيرقابل توضيح و غيرقابل درك و پيمايش است ( تراشهاى الماس خداوند ص 168 ) چنين ادعاهاى گزافى را هرگز از عارفان راستين چون قاضى نميشنويد ، آرى آنان افلاكيان خاك نشين بودند كه چنين ادعاهايى را كفر و شرك ميدانستند و دامنشان از شهرتطلبى دور بود . مراقبه و محاسبة النفس نه نفس پرستى يكى از محورهايى كه در سلوك مورد توجه تمام عارفان بوده اصل « مراقبه » است ، مراقبه در بين عارفان اسلامى و به ويژه مرحوم قاضى طباطبايى يك بار معنايى مثبت دارد و آن عبارت است از آنكه سالك در جميع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظيفه اوست تخطى ننمايد و از آنچه بر آن عازم شد تخلف نكند ( رساله لب اللباب ، ص 113 ) . يكى از مهمترين شرط سلوك « مراقبه » است و حتى عارفان آن را از لوازم حتميه سير و سلوك شمردهاند و سنگ بناى سلوك بوده و حتى ذكر و فكر و ساير شرائط بر آن سنگ بنا نهاده مىشود . عارفان صبحگاهان با خداوند مشارطه ميكنند ، در روز مراقبه بر اعمال خود دارند و در شامگاهان به محاسبه نفس ميپردازند ، و در صورتى كه دامنشان به گناه آلوده شود و به غير حق توجه نماينده معاتبه ميكنند و نفس خويش را مورد عتاب و سرزنش قرار ميدهند . قاضى ساعتها به تفكر و تدبر در قبرستان وادى السلام بسر ميبرد ( صلح كل ، جمعى از نويسندگان ص 19 ) . اما مراقبه در مكتبهاى عرفانى نوظهور معناى خاصى دارد مثلًا اشوبه پيروان خود پيشنهاد مىكند كه روزانه نيم ساعت بدن را كاملًا رها كنند ، ذهن خود را از هر گونه فكر و