جمعى از نويسندگان
262
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
در شيوه عملى قاضى طباطبايى حديث عنوان بصرى ( بحار الانوار ج 1 ص 224 - 226 ) نقش كليدى داشت و اگر شاگردى بدون التزام عملى به محتواى حديث ، سخن از عرفان مىگفت او را نميپذيرفت . اين حديث ، محتواى جالب و نكات ارزشمندى دارد كه به بيان چگونگى عبوديت مىپردازد حلم و خويشتندارى ، بردبارى و صبر و تحمل در برابر هرزهگويان ، رضايت الهى و تسليم در بر ابر اوامر الهى را براى رسيدن به توحيد ناب ، نشان مىدهد . اما در عرفانهاى نوظهور البته از « عشق » سخن گفته مىشود به عنوان نمونه ، اشو در باب عشق فراوان سخن ميگويد و كتابهاى مستقلى در باب عشق و عاشقى از وى بجا مانده است . وى در كتاب « راز بزرگ » در باب عشق فراون سخن گفته است اما مراد او از عشق ، عشق جنسى و زمينى است و در كتاب تعليمات سرى تانترا » ميگويد تنها استفاده بى حد و بيكران از سكس آزاد راهى براى نيل به تعالى و فراسو است . و در جاى ديگرى به صراحت ميگويد : تا زمانى كه طبيعى بودن سكس آزاد ، با تمام قلب پذيرفته نشود ، هيچ كس نميتواند ديگرى را اساساً دوست داشته باشد . عشقى كه از آن دم ميزنند در نهايت ، به يك عشق زمينى و خيابانى ختم مىشود و اين واژه مقدس نهايتاً به معناى هرزگى منتهى ميگردد و حال آنكه عشق و عبوديت در احوالات عبادى مرحوم قاضى طباطبايى تجلى نموده بود و نوشتهاند كه كثرت سجده و انقطاعشان به گونهاى بود كه گاهى شاگردان خدمتش مىرسيدند و او آنقدر در سجده بود كه آنها نااميد شده و بر ميگشتند . ستارههاى شب با گريههايش آشنا بودند و اسرار سحر در سينهاش در تلاطم ( صلح كل ص 19 ) . سپس آنجا كه از بندگى و عشق در مكتب سلوكى قاضى طباطبايى سخن بميان ميآيد بندگى خدا و عشق به حق تعالى است ولى در مكاتب عرفانى نوظهور عشق زمينى و جنسى و جسمى مراد است و اين دو هيچ نسبتى با هم ندارند . گريز از شهرت نه شهرت طلبى يكى از امورى كه مرحوم قاضى طباطبايى از آن گريزان بود ، شهرت بود . آن را مانع تكامل معنوى و سلوك الى الله ميدانست . او گمنامى را به شهرت ترجيح ميداد با آنكه از مجتهدان بزرگ و استادان برجسته حوزه علميه نجف بود ، بنا به دلايلى مقيد بود در منزل خود براى عدهاى محدود ، تدريس كند و چند دوره فقه را بدين گونه در منزل خود تدريس كرده