جمعى از نويسندگان

260

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

« منازل السايرين » و با عنوان « راه و رسم منزلها » آوردهاند و هر كدام نيز براى خود شيوهاى و راهى دارند ، مرحوم قاضى طباطبايى نيز همانند اساتيد بزرگوار خود مانند مرحوم حسين قلى همدانى و سيداحمد كربلايى به لحاظ مبناى سير و سلوك ، يكى بود كه اصولًا روش قاضى با عرفانهاى نوظهور و جديد تفاوت محورى و اساسى دارند كه به شرح زير يادآور ميشويم . معرفه النفس نه مديتيشن مرحوم قاضى طباطبايى براى رسيدن به عرفان ناب و توحيد خالص بر « خودشناسى » تأكيد ميكردند و اين روش عرفانى را از استادان بزرگ خود به ميراث برده بود ( رساله لب اللباب ص 49 ) . او براى نفى خواطر و پيشگيرى از اوهام و انديشههايى كه خاطر سالك را بر ميآشفته و فضاى قلب او را تيره و تار ميسازند ، در مرحله نخست ، توجه به نفس را دستور ميدادهاند ، بدين گونه كه سالك كوى دوست ، براى زدودن ظواهر مزاحم و ناباب و شيطانى ، بايد هر روز به مدت حداقل نيم ساعت در وقت معين ، به نفس خود توجه كند تا اين توجه و تمركز ، رفته رفته به معرفت نفس بيانجامد و به مقصود خود دست يابد ( همان ص 150 ) . بايد توجه داشت كه مرحوم قاضى معتقدند كه سلطان معرفت وقتى تجلى و ظهور مىكند كه آدمى به معرفت نفس پرداخته و اين معرفت نفس ملازم و همراه با معرفت ربّ است . و اين بر خلاف آن چيزى است كه در عرفانهاى نوظهور و نهضتهاى نوپديد دينى new religious movment مطرح مىشود . آنجا صرفاً به يك « من تجريد شده » ميرسند . به عبارت ديگر در نهضتهاى نوپديد عرفانى مانند اكنكار ، يوگا ، اشو ، ساى بابا ، پائولوكوئيلو ، فالون دافا ، مديتيشن متعالى و عرفان سرخپوستىِ كارلوس كاستاندا با همة انواع و شكلهاى گوناگون آن هدفشان خودشناسى و معرف نفس به انگيزه رسيدن به خدا نيست هدف آنان مدتيشين ( تمركز ) ، آن هم براى رسيدن به ريلكسيشن relaxation ( آرامش ) است . علامه جعفرى رحمه الله در اين باره مىنويسد : مهمترين توصيه ، مطابق آموزههاى نظامهاى عرفانى شرقى و بطور عمده يوگا ، بوديسم ، مديتيشن و همچنين مطابق گفته‌هاى دون خوان ، عارف سرخپوست غربى و عموم شبه - عرفانها اين است كه تموّجات ذهنى انسان ، خاموش شود و شخص به يك سكوت عميق درونى دست يابد و يك نوع آرامش فراچنگ آورد و براى اين هدف ، تمرينهاى خاصى مانند انواع مديتيشن به وسيله اين مكتبها پيشنهاد مىشود ، اما اينكه آن را به صورت هدف زندگى قرار بدهيم ، صحيح نيست ؛ زيرا از اينجا شناخت درباره حقيقت‌ها و واقعيتها بدست نمىآيد .