جمعى از نويسندگان

248

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

در زيارت جامعه آمده است كه : « . . . من أراد الله بدأ بكم و من وحده قبل عنكم . . . : . . . آن كه خدا را بخواهد بايد از شما شروع كند و آن كه بخواهد به وحدانيت خداى متعال دست يابد بايد از قبل شما دست يابد . . . » طريقه خود او نيز در وصول به كمال ، توسل به ائمه اطهار ( ع ) و توجه تام به مبدأ است ، مى گويد : « ديگرانى هم كه در ميان مردم به عارف منسوب شده اند محال است بدون ولايت به جايى رسيده باشند و يا اگر هم بدون ولايت باشد اصلًا وصل نيستند و يا به حسب شرايط زمان تقيه مى كردند . » و نيز در زيارت جامعه آمده است كه : « . . . والحق معكم و فيكم و منكم و إليكم . . . : . . . و حق با على است و به دور على مى گردد و از آن اوست ، و محال است با على نبودن و دنبال حقيقت گشتن . . . » او به نجف آمده و هنگامى كه چشمانش به حرم آن امام العارفين و قطب الموحدين افتاده ، عزم رحيلش به اقامت بدل شده است و اينك هر روز در گرماى بعدازظهر نجف ، هنگامى كه ديگران به سرداب ها پناه مى برند او را مى بينى كه تنها به حرم مى رود ، آن وقت روز را انتخاب مىكند تا كسى مزاحمش نشود و او به زيارتش بپردازد . روزهاى عيد غدير سر از پا نمى شناسد و در خانه اش جشن و سرور برپاست و خود از مهمانان پذيرايى مىكند ، خطبه غديريه را مى خواند و خود قصيده فارسى از حفظ مى خواند و اشعار ديگرى هم فى البداهه در مدح و مقام و منزلت على عليه السلام مى سرايد و زمانى كه در قضيه اى دچار مشكل مىشود و به هر درى مى زند جواب نمى گيرد ، براى اميرالمؤمنين على عليه السلام قصيده اى عالى مى گويد و برايش فتح باب كامل در مورد آن قضيه بوجود مى آيد و مشكلش حل مىشود ، آرى او قدم به قدم با ولايت به توحيد نزديك مىشود . براى ائمه شعر مىگويد و براى حضرت ولى عصر ( عج ) هر سال ! بمولد الحجة و ابن الحسنى * بشر ذهاب همنا والحزنى فرزندانش را توصيه مىكند كه آن شعرها را بخوانند تا ولايت در گوشت و پوستشان مانند خون جريان بيابد و با آن بزرگ شوند . تولىّ و تبرىّ : نظرش در مورد ولايت و برائت صريح است ! ولايت بدون برائت اصلا برايش معنا ندارد و حتى هنگامى كه فرزندش آقا سيد محمد حسن مى خواهد براى تحصيل به مصر برود