جمعى از نويسندگان
225
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
به سوى « سيناى اسرار » اكسير عشق در قلب استاد ، او را بر آن داشت تا به سوى « سيناى اسرار » و مشهد شهود » ، نجف اشرف ، دست به هجرت مباركى بزند . تا از شراب عشق على ( عليه السلام ) جامى نوشيده ، طريق معرفت و راه رستگارى را بهتر و بيشتر بپيمايد ؛ چرا كه : شراب عشق مى سازد تو را از سرّ كار آگه * نه تدقيات مشّابى نه تحقيقات اشراقى ورود به نجف اشرف و شروع درس و بحث را از كلام استاد جويا مى شويم : « هنگامى كه از تبريز به قصد ادامه تحصيل علوم اسلامى به سوى نجف اشرف حركت كردم ، از وضع نجف بى اطلاع بودم . نمى دانستم كجا بروم و چه كنم . در بين راه همواره به فكر بودم كه چه درسى بخوانم ، پيش چه استادى تلمّذ نمايم و چه راه و روشى را انتخاب كنم كه مرضى خدا باشد . وقتى به نجف اشرف رسيدم به محض ورود ، به قبّه و بارگاه اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) رو كردم و عرض نمودم : يا على ! من براى ادامه تحصيل به محضر شما شرفياب شده ام ولى نمى دانم چه روشى پيش گيرم و چه برنامه اى انتخاب كنم ، از شما مى خواهم كه در آنچه صلاح است مرا راهنمايى كنيد . » منزلى اجاره كردم و در آن ساكن شدم . در همان روزهاى اول ، قبل از اين كه در جلسه ى درس شركت كرده باشم در منزل نشسته بودم و به آينده ى خود فكر مى كردم ، ناگاه در خانه را زدند . باز كردم ديدم يكى از علماى بزرگ است . سلام كرد و داخل منزل شد . در اتاق نشست و خير مقدم گفت . چهره اى نورانى و بسيار جذّاب داشت . با كمال صفا و صميميت به گفتگو نشست و با من انس گرفت . در ضمن صحبت اشعارى برايم خواند و سخنانى بدين مضمون گفت : « كسى كه به قصد تحصيل به نجف مى آيد خوب است علاوه بر تحصيل از فكر تهذيب خود غافل نمانده » اين را فرمود و حركت كرد . من در آن مجلس ، شيفته ى اخلاق و رفتار اسلامى او شدم . سخنان كوتاه و با نفوذ آن عالم ربّانى چنان در دل من اثر كرد كه برنامه آينده ام را شناختم . تا مدتى كه در نجف بودم محضر آن عالم با تقوا را رها نكردم ، در درس اخلاقش شركت مى كردم و از محضرش استفاده مى نمودم . آن دانشمند برگ حاج ميرزا على آقاى قاضى رضوان الله عليه بود . علم نبود غير علم عاشقى * ما بقى تلبيس ابليس شقى زان نگردد بر تو هرگز كشف راز * گر بود شاگرد تو صد فخر راز سينه گر خالى ز معشوقى بود * سينه نبود كهنه صندوقى بود صرف شد عمرت به بحثِ نحو و صرف * از اصول عشق همخوان يك دو حرف