جمعى از نويسندگان

197

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

استفهمام و استنباط نويسنده مرحوم علّامه شرح مختصرى از زندگى خويش را نگاشته است كه متن عربى اسكن شده آن به قلم خود ايشان در صفحه 52 تا 56 ، كتاب روش علامه طباطبائى در تفسير الميزان و متن فارسى آن در كتاب بررسىهاى اسلامى كه حاوى مقالات آن مرحوم است و به سال 1396 قمرى و 1355 شمسى در زمان حيات ايشان منتشر شده به چاپ رسيده است . استفهام مرحوم علامه در بخشى از زندگى نامه خود اساتيد خويشتن را در فقه و اصول و فلسفه و رياضيات نام مى برد ولى فردى را به عنوان استاد تفسير خود معرفى نمى كنند كتاب هائى هم كه پيرامون شخصيت ايشان نوشته شده نامى از استاد تفسير ايشان نبرده اند و حتى شاگردان درجه اول تفسيرى ايشان نيز سخنى در اين باره نگفته اند مگر در دو مسأله خاص يكى در روش تفسيرى يعنى تفسير آيه به آيه كه فرموده اند از مرحوم قاضى فراگرفته ام « 1 » و ديگرى استنباط عصمت امام از آيه 124 بقره با ذكر يك تقسيم بندى ، كه پس از پرسش فرموده اند از مرحوم سيد حسين بادكوبه اى ، استاد فلسفه شان آموخته اند . « 2 » اما تدبر در دو نقل قول گذشته ما را به صورت قطعى قانع نمى كنند كه آيت الله قاضى و آيت الله بادكوبه اى رسماً استاد درس تفسيرعلامه بوده اند . لذا اين مطلب براى حقير و امثال حقير سؤال انگيز است و چه بسا به ذهن آيد كه مرحوم علّامه در تفسير قرآن استادى نداشته و بنحو متعارف و متداول پاى درس كسى ننشسته است و الّا اخلاق كريمه ايشان ايجاب مى كرد كه از باب قدر شناسى نام وى را ذكر كند به اين امر عنايتى نمايند . پس از پذيرش اين مطلب كه علّامه استاد رسمى در تفسير نداشته ، سوال مهم ترى مطرح مىشود كه پس تفسير قيم و با عظمت و بى نظير الميزان را چگونه و از چه منبعى به رشته تحرير درآورده است ؟

--> ( 1 ) - يادها و يادگارها ، صفحه 19 . ( 2 ) - يادنامه مفسر كبير ، صفحه 28 .