جمعى از نويسندگان

106

مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)

طولانى و نامناسبى را طى مىكردند تا استفاده علمى نمايند ؛ حتى نوشته اند كه در تاريكى شب در زمستان سرد و برفى خودشان را به استاد مى رساندند و به تعلم و تلمذ مىپرداختند . « 1 » كسب معارف الهى در ميان آشوب و بلوا آقا محمد تقى در مورد جديتش در ادامه تحصيل در حوزه‌ى تهران با وضعيت نابسامان كشور ، مىنويسد : در اين خلال مشروطيت در ايران طلوع كرد ، و مطلع آن مغرب سعادت من بود . مرحوم پدرم از راه تصلب در ديانت مخالف با اساس مشروطيت گرديد و كار منتهى شد به جايى كه همه روزه ما را خبر مىرسيد كه در انجمن آذربايجانىها تجمعى است و اكنون براى قتل شما رهسپار مىشوند . « 2 » تحصيل فلسفه و حكمت آقاى آملى در مورد آموزش فلسفه و حكمت مىگويد : براى ديدن معقول به مجلس افادت مرحوم شيخ على نورى حاضر شدم ، عواطف حكيمانه و رحيمانه‌ى استاد نيز مرا كمك نموده دو دوره امور عامه شوارق كه آن مرحوم متخصص در تدريس آن بود و او را بر آن حواشى است مطبوعه ، پيش ايشان ديدم . پس از انجام آن به مدرس تحقيق ميرزا حسن كرمانشاهى مدرس مدرسه سپهسالار قديم كه حكمت مشاء را استادى كامل بود شتافتم و به آن حوزه با كمال انس مىرفتم ؛ كتاب شرح اشارات من البدايه الى النهايه و سفر نفس اسفار و جمله‌اى از الهيات شفاء و برخى از طبيعيات آن و معظمى از شرح فصوص قيصرى را خواندم . « 3 » ورود به حوزه ى نجف آيت الله آملى در سال ق در 36 سالگى به نجف اشرف هجرت كرد و مدت چهارده سال از محضر اساتيد بزرگى چون ميرزاى نائينى و آقا ضياءالدين عراقى و آقا سيد ابوالحسن اصفهانى بهره مند شد . ايشان خاطرات هجرت به شهر امير المومنين ( ع ) را اين گونه بيان مىكند : در سنين هزار و سيصد و چهل هجرى ( 1340 ه ) مرا شوق به مسافرت عتبات عرشى درجات به خاطر افتاد ، در طلب آن بر آمدم با وجود تهى دستى و قرض وافر و كثرت عيالات ، متوجه حضرت مولى الموالى شدم بايسر وجه ، كار سفرم ساخته آمد . و به علاوه از حسد حاسدين هم به جهت رفتن به مسجد مجد الدوله ملول بودم ، و هم از اين شغل خطير در انديشه بودم ، تا بالأخره با تحصيل اجازه اجتهاد از مرحوم حاج شيخ عبد النبى نورى پس از تفويض مسجد به

--> ( 1 ) - در جستجوس استاد / ص 35 ( 2 ) - كيهان انديشه - خرداد و تير 1373 - شماره 54 . ( 3 ) - همان .