الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

41

رساله عمليه هداية المتقين (به انضمام رساله مضاربه و مسائل ديگر روز) (فارسى)

سوم - آنكه انسان ببيند آن چيز را در كارى كه شرط آن پاكى است استعمال مىكند مثلًا ببيند با آن لباس نماز مىخواند . چهارم - آنكه آن مسلمان بداند شرط كارى را كه با آن چيز انجام مىدهد پاكى است پس اگر مثلًا نداند كه بايد لباس نماز گزار پاك باشد و با لباسى كه نجس شده نماز بخواند نمىشود آن لباس را پاك دانست . پنجم - آنكه انسان احتمال دهد آن مسلمان چيزى را كه نجس شده آب كشيده است ، پس اگر يقين داشته باشد كه آب نكشيده نبايد آن چيز را پاك بداند و نيز اگر نجس و پاك در نظر آن مسلمان فرق نداشته باشد پاك دانستن آن چيز محل اشكال است و لازم نيست كه آن مسلمان بالغ باشد بلكه وقتى بچه مميز يعنى بچه‌اى كه تكليف او نزديك است و خوب و بد و نجس و پاكى را مثل مردم بالغ مى فهمد و بىتفاوت نباشد نسبت به طهارت و نجاست چيزها ، اگر غايب شود بعد از آن حكم به پاكى مىشود اگر چه احتياط مستحب آن است كه بالغ باشد و در غير بالغ از آن اجتناب شود . مسأله 228 - اگر خود انسان يقين كند چيزى كه نجس بوده پاك شده است و يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند ، و يا يك نفر شخص مورد اطمينان به پاك شدن آن خبر دهد آن چيز پاك است و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار اوست بگويد آن چيز پاك شده يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد ، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه . مسأله 229 - كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد اگر بگويد آب كشيدم و انسان به گفته او اطمينان پيدا كند آن لباس پاك است . مسأله 230 - اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند مىتواند به گمان اكتفا نمايد .