الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
308
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
سؤال 533 . با توجه به اين كه طبق فتواى مشهور فقها ديه اهل كتاب - كافر ذمى - هشتصد درهم است آيا اقليت زردشتى نيز مشمول اين حكم خواهند بود ؟ « 1 »
--> ( 1 ) بحث از اينكه زَردَشت آيا از پيغمبران است و همان مجوس است يا نه ، در كتاب احتجاج ، ج 2 ، ص 236 - احتجاج شماره 223 : قال ان زردشت اتاهم بِزَمزَمَة - زمزمة بالفارسية گروه ؛ و نيز كلماتى كه زردشتيان هنگام شستن بدن و يا خوردن غذا براى ستايش بارى تعالى مىخوانند - و أدعى النبوه فآمن منهم قوم و جحده قوم . . . از اين عبارت ظاهر مىشود او پيغمبر نبوده است و ادعاى نبوت كرده است . اين حديث را قصص الانبياء ، ص 245 ، باب فيه ذكر نبى المجوس از احتجاج نقل نموده است و در بحار طبع جديد ، ج 14 ، ص 461 مىباشد و احاديث ديگرى هم آورده است . و در بحار ، ج 63 خود مرحوم مجلسى به نقل از ابن عباس در ضمن مطلبى فرمودهاند : « لأن الكتاب الذى زعم زردشت انه نزل من عند الله مسمى بالزند و المنسوب اليه يسمى بالزندى ثم عرّب فقيل زنديق » . از اين عبارت هم استفاده مىشود كه زردشت پيغمبر نبوده است و گمان مىكرده كه پيغمبر است . ولى در كتاب ملل و نحل شهرستانى زردشتيه را فرقهاى از مجوس معرفى كرده است كه قائل به يزدان و اهريمن مىباشند و خداى او را اهورمزدا معرفى كرده است . در كتاب مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 105 كلمه « مجس » مىگويد : و ذلك ان المجوس يضيفون الكوائن فى دعواهم الباطلة الى إلهين اثنين يسمون أحدهما يزدان و الآخر أهرمن و يزعمون أن يزدان يأتى منه الخير و السرور و أهرمن يأتى منه الفتنة و الغم و الشرور و يقولون ذلك فى الأحداث و الأعيان . و در كتاب تاريخ جامع اديان ، تأليف جان ناس ، ترجمه على اصغر حكمت زردشتى را معنا كرده به دو گانه پرستى اخلاقى و نويسنده كتاب خارجى است و اگر چه معلوم نيست چه دينى داشته ولى در صدد ضبط آنچه مىيافته از كتب اهل هر دين بوده بعضى مطالب او شبيه است به آنچه در كتاب ملل و نحل شهرستانى متعرض آن شده درباره مجوس و مراد از دو منشأ عالم يكى اهورا مزدا يعنى خداى حكيم و ديگرى « ديو » است و از نظر تاريخى به تعيين موضوع كمك مىكند البته ما در صدد آن هستيم كه بدانيم آيا زردشت همان مجوس است و اين موضوعى از موضوعات است كه از تاريخ از لحاظى كه دينى است از اديان و از لغت كه با ضم تبادر كمك مىگيريم . و در احتجاج ، ص 418 ، سطر 15 در محاجه حضرت رضا ( ع ) ايهام به عدم نبى بودن زردشت به چشم مىخورد از كلمه « تزعم أنه نبى » اگر چه از وجه ديگر به وى قبول نبوت او را هم مىدهد ولى روايت مرسله است از حسن بن محمد النوفلى و در بحار ، ج 63 ، ص 46 قال المجلسى : « أقول هذا مذهب المجوس و انما قال ابن عباس : هذا قول الزنادقة لأن المجوس يلقبون بالزنادقة لأن الكتاب الذى زعم زردشت أنه نزل عليه من عند الله مسمى بالزند و المنسوب إليه يسمى بالزندى ثم عرّب فقيل زنديق ثم جمع فقيل زنادقة و اعلم ان المجوس قالوا كل ما فى هذا العالم من الخيرات فهو من يزدان و كل ما فيه من الشرور من اهريمن و هو المسمى بابليس فى شرعنا . . . » اين عبارت اگر چه تعبير به زعم زردشت ايهام دارد كه پيغمبر نبوده ولى دنباله آن كه يزدان و اهريمن را مطرح مىكند معلوم مىشود كه عقايد دينى او همان عقايد مجوسيها است . به اين جهت مىتوان گفت كه با روايت گذشته از احتجاج هم منافات ندارد كه زردشتيها فرقهاى از مجوس باشند كه بزرگترى دارند كه او زردشت است اگر چه پيغمبر نباشد كه بعد از مدتى اين دين به نام فرقهاى از آن خوانده مىشده . و فرقههاى ديگر كيومرثية و زَروانية خوانده مىشده ولى به هر حال مجوس پيغمبرى داشتهاند بر حسب روايات وارده درباره مجوس .