الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
226
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
بيمارى سل يا مواردى كه چنين نيست مثل تب و لرز تفاوتى هست ؟ جواب : ظاهر اين است كه امراضى كه درمان آن زياد طول مىكشد به طورى كه تأخير حدّ از وقت آن حساب شود بايد حدّ اجرا شود ولى به ضِغث و مىشود اين معنى را نيز از روايات من استسقى بطنه استفاده كرد ولى در مورد مثال تب و لرز بايد صبر كنند تا حد را به طور معمول بزنند . « 1 » سؤال 428 . آيا بين مواردى كه درمان آن هزينه بالايى لازم دارد مثل جراحى قلب با موردى كه چنين نيست تفاوتى هست ؟ جواب : ملاك اين است كه درمان زود انجام شود كه مصلحت جعل حدّ از بين نرود بنابراين اگر شخص مريض زود اقدام به معالجه قلب مثلًا بنمايد بايد صبر كرد و اگر زود معالجه نمىشود يا اقدام نمىكند بايد به ضرب به ضغث اكتفا شود و هزينه زياد و كم بودنش ملاك نيست مگر اينكه بر حسب معمول حال آن شخص چون هزينه زياد است بدانيم معالجه به زودى حاصل نمىشود . « 2 » سؤال 429 . اگر محكوم مغمى عليه شود چه حكمى دارد ؟ جواب : از مسائل قبل معلوم شد كه مرضى سبب تأخير حد مىشود كه اگر حد جلد اجرا شود موجب مرگ محدودى شود كه حد او جلد است و اما اگر موجب مرگ نشود تسريع در اجرا واجب است بنابراين مغمى عليه غالباً حد زدن به او به طور معول موجب مرگ مىشود و يا خوف مرگ درآن هست بنابراين فرض بايد حد را تأخير كرد و اگر چنانچه خوف مرگ نباشد اگر حالت اغما زود بر طرف مىشود صبر كنند حدّ را در حالى بزنند كه به هوش است چون مصلحت حدّ علاوه بر اينكه بر ديگران عبرت است
--> ( 1 ) الدليل روايات من استسقى بطنه فى المصدر السابق . ( 2 ) دليله هو ان الموضوع للضرب هو المريض الذى لايخاف عليه الموت و لايعطل الحدّ بتركه فإذا فرض خوف الموت و طول البرء فلايجوز التأخير فيضرب بالضغث .