الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشه‌اى

135

الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)

حقوق واجبه يا مستحبه ، مردم ضعيف را كمك كنند همين طور اينجا نمىتوان حق حضانت پدر را سلب كرد چون گرفتن آن از مادر حرجى است بله اگر در موردى مثل اكل مال غير در مجاعه شديد باشد كلام ديگرى است مثل اينكه مادر اگر بچه را از او بگيرند هلاك مىشود . مسأله 282 . اگر دوران امر بين رضايت پدر و مادر باشد و نشود جز اينكه رضايت يكى از آنها را فراهم نمايند در امورى كه مربوط به ولايت پدر است پدر مقدم و در امورى كه مربوط به ولايت نيست احتمال اهميت تقدم رضايت مادر هست و او مقدم است نظر به تأكيد زيادتر در حق مادر در روايات و بالآيه « حملته امه كرها و وضعته كرها » . سؤال 283 . با توجه به وجوب پرداخت نفقه اولاد توسط پدر بفرماييد : الف - آيا در اين حكم بين فرزند صغير و كبير تفاوتى هست ؟ ( اعم از متمكن و غير متمكن ) ب - آيا مراد از تمكن قدرت فعلى است يا توانايى بالقوه تحصيل مال را نيز شامل مىشود ؟ ج - در صورت تخلف فرزند واجب النفقه از دستورات شرعى پدر آيا وجوب پرداخت نفقه وى ساقط مىشود ؟ ( مثلًا نوجوان فقيرى كه پدر را اذيت نموده و از ورود وى به خانه شخصىاش جلوگيرى مىكند واجب النفقه است ؟ ) جواب : الف - شرط وجوب نفقه ، فقر فرزند است و فرقى بين صغير و كبير نيست . ب - مراد از فقر و تمكن ، فقر و تمكن فعلى است و تنها داشتن كار مناسب براى كسى كه قوت يك روز و شب خود را ندارد و هنوز مشغول كار نشده براى صدق غنا كافى نيست « 1 » اگر چه بعضى از فقها صرف قدرت بركسب مناسب را كافى دانسته‌اند . چون

--> ( 1 ) لأن ظاهر كل عنوان هو وجوده الفعلى و الفقر الذى هو شرط و ان فرض سنده الاجماع فقط يكون وجوده فعلًا هو الملاك لأن هذا هو المفهوم منه فى هذا الباب كما فى الجواهر ( ج 31 ، ص 371 ) أيضاً و فى باب الزكاة و المراد بتحقق عنوان الغناء فى باب الزكاة فى من يكون له شغل يكفيه يكون فى مورد تملكه فعلًا لقوت يومه و ليله و يكون ما يستفيده كل يوم وافياً بمؤونته و غير الواجد لذلك فقير يستحق الزكاة .