على غضنفرى

99

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

در پاسخ اين شبهه مىتوان گفت : اولا : قابل انكار نيست كه دانش غيب منحصر به خداست . آنچه ما گفتيم ، اين است كه خداوند بخشى از اين دانش را براى هدايت انسان‌ها در اختيار انسانى برگزيده گذاشته است و اين قطعا با آيات بالا منافات ندارد . ثانيا : هرچند در آيات بالا دانش غيب از غير خدا نفى شده است ، ولى مراد از غير خدا در اين دسته از آيات ، منكران و دشمنان هستند ؛ زيرا اين آيات در برابر دشمنى و سرسختى آنان وارد شده است . پس اساسا در اين آيات دانش غيب از كسانى كه از اين دانش براى اجراى فرامين الهى بهره مىبرند ؛ نفى نشده است . شبهه‌ى ديگر انسان ممكن الوجود و محدود است ؛ و انسان محدود ، قادر به ديدن نامحدود نمىشود ؛ پس چگونه توان دارد به دانش غيب آگاه گردد ؟ در پاسخ اين شبهه بايد گفت انسان موجودى دو بعدى است : از آن نظر كه جسمانى است ، محدود است ؛ و از آن نظر كه روحانى است و از روح الهى در او دميده شده است ، موجودى نامحدود بوده و حدّ مكان و زمان او را محدود نمىكند . علاوه اينكه دانش غيب او در حد خود اوست ؛ انسان مخلوقى زمينى است كه بخشى از دانش غيب داده شده از سوى خدا را به اندازه‌ى گنجايش خود دريافت كرده است . دانش غيب امامان از آنچه گذشت ، دريافتيم كه دانش غيب ، موهبتى خدايى است كه خداوند به پيامبرش براى هدايت انسان ارزانى مىدارد . حال از آنجا كه امام از سويى بنده‌ى خالص خداست كه با عصمت خدادادى مخلص شده است و از سوى ديگر مروّج شريعت پيامبر است ؛ همان شرايط پيامبر را داراست ؛ و لذا او هم مىتواند اين موهبت الهى را كسب نمايد و صاحب همان كلماتى شود كه بتواند او را به حقايق