على غضنفرى
95
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
مقدمهى سوم پيامبرى كه براى هدايت بشر از سوى خدا فرستاده شده است « 1 » ، براى اثبات موقعيت خود نيازمند اعجاز است . معجزه كه ابزار تدافعى پيامبران در برابر منكران نبوت است ، به شكلهاى گوناگون آشكار مىشود . شكلى كه هماهنگ با ظرفيت موجود زمان بوده و گاه با تبديل عصا به اژدها و يا زنده شدن آنكه همه از او قطع اميد كردهاند ، نمايان مىشود و نيز گاهى با بيانى فراتر از همهى بيانها از نظر لفظ و محتوا . اين اعجاز چگونه محقق مىشود ؟ مگر نه اين است كه همهى كارها برپايهى اصل علت و معلول محقق مىشود و اين قانون الهى ، هرگز خلل نمىپذيرد ؟ پاسخ اين پرسش كه ما را به هدف نزديكتر مىسازد ، اين است كه پيامبر كه بندهى برگزيده خداست و از راه اطاعت و عبادت خالق بىهمتا به او نزديكتر شده است ، با ديدى گسترده كه خدا به او ارزانى داشته است ، توان يافته تا فرمولى را بيابد كه عصا را اژدها سازد ؛ فرمولى كه ديگران از يافتن آن عاجز هستند ، كه اگر مىيافتند ، آنان نيز توان همان اعجاز را داشتند . مقدمهى چهارم تنها مايهى دانش به غيب ، شناخت كتاب خداست . اين شناخت ، موجب كشف فرمول پديد آمدن معلول از علت خاص مىشود . خداوند به اين مهم در سرگذشت سليمان و بلقيس اشاره مىكند ؛ اعجازى كه آصف بن برخيا انجام داد ، برپايه دانستن چيزى از كتاب خدا بود . او توانست با همين معرفت محدود ، تخت بلقيس را در چشم برهم زدنى در برابر چشمان سليمان آشكار سازد و آن را از سرزمين « سبأ » به كاخ سليمان آورد .
--> ( 1 ) - و همچنين امامى كه هم از ناحيه وى ، براى تشريح شريعت پيامبر مأمور مىشود .