على غضنفرى

87

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)

به گناه كردن پيامبران اشاره كرده است . گناه در يك تعريف ساده ، به كارى گفته مىشود كه رضايت خدا در آن نبوده و خداوند از آن نهى كرده است . پس نهى به تنهايى دلالت بر گناه بودن چيزى نمىكند ؛ بلكه از آن نهى بايد ناخشنودى خدا نيز پيدا شود . طبعا كشف ناخشنودى خدا ، از نشانه‌ها به دست مىآيد ؛ و اين نشانه‌ها ، نوع نهى را معين مىكند . نهى را با توجه به نشانه‌ها ، به دو بخش تقسيم مىنمايند كه عبارت است از : 1 - نهى مولوى اين نهى دلالت بر درخواست ترك چيزى مىكند كه به انجام ندادن آن فرمان داده شده است . البته اين نهى يا به معناى جايز نبودن و حرمت عمل است ، مانند : نهى از شراب ، قمار ، خوردن مال يتيم و . . . به طبع لازمه‌ى ناديده گرفتن اين نهى ، عذاب و محروميت از رحمت الهى است ؛ و يا به معناى كراهت و ناپسند بودن عمل است ، مانند : نهى از خوردن پنير ، تخم‌مرغ ، جگر و . . . چنين نوعى از نهى دلالت بر حرمت نهى شده نكرده و انجام آن مستوجب آتش و حرمان از بهشت نيست . 2 - نهى ارشادى نوعى از نهى است كه هيچ ارتباطى با آخرت ندارد . هدف از آن ، تنها بيان زيان‌هاى دنيوى است و نه چيز ديگر . با اين توضيح مىتوان گفت : اولا : نهى درباره‌ى پيامبرانى كه نهى شده‌ى خدا را انجام داده‌اند ، مولوى نبوده ، بلكه ارشادى است . به بيان ديگر ، نهى از خوردن درخت ، اساسا نهى مولوى نيست ؛ زيرا اين نهى در بهشت يا باغى از باغهاى آن صورت گرفته و انسان در آن‌جا اساسا تكليف ندارد چه اينكه تكليف براى زمينيان است . ثانيا : پيامبر ، بنده مقرب خداست ، او به خدا و قدرت و عظمت او آگاه است ، به همين جهت ، بايد خود را همواره در مسير نزديكى به او ببيند . پس حركت او براى